28 Jun 2026, 17:13 UTC≈1,010 views1 reactionsread 22 August 2026 قرار بود «من» در حافظیه ی شیراز باشم
تو با قطاری از مسکو بیایی!
شبی خوش از بهار و باد و باران!
شاید ساقدوشی مست،
از پاریس برایمان شرابی گس،
عطری دلاویز،
کمی هم لبخند زیتون بیاورد.
باز یادم میآید، قرار بود
انگشتری از غزل های حافظ به دستت کنم
و با فالی سرخ ...
شعر زندگی را با هم آغازکنیم.
چه کنیم!
در هر سه کشور انقلاب شد!
بر روسیه، سرخ ها حاکم شدند.
در فرانسه، عاشقان، سر بر گیوتین دادند.
و در ایران؟ البته که می د…
❤1
Signed ⚜🍁هیچکس🍁⚜
25 Jun 2026, 07:46 UTC≈1,360 views3 reactionsread 22 August 2026 File
❤️❤️❤️❤️
❤2🔥1
Signed ⚜🍁هیچکس🍁⚜
17 Jun 2026, 15:42 UTC≈1,030 viewsread 22 August 2026 🍁 #شعر 🍁
کنار هم غزل خوردیم و با خودکار رقصیدیم
هوا رفتیم و مثل ابرِ در شلوار رقصیدیم
هوا بد بود... روی چشم هامان دود پاشیدند
هوا تاریک شد، در آتشِ سیگار رقصیدیم
به ما گفتند:ممنوع است، ممنوع است، ممنوع است!
به ما گفتند ممنوع است... با اصرار رقصیدیم!
زمین خوردیم و روی خاک، صدها پا عقب رفتیم
زمین خوردیم و در تاریخ صدها بار رقصیدیم
فعولن فع...تَتَن تن...فاعلاتُن...دُم تکان دادیم
عقب رفتیم و دراین بحرِ ناهموار رقص…
Signed ⚜🍁هیچکس🍁⚜
29 May 2026, 18:45 UTC≈1,030 views7 reactionsread 22 August 2026 این شعر تقدیم به تمام متولّدین دهه های سی ، چهل، پنجاه و شصت؛ که اکنون خودساخته ترین پدران و مادران این سرزمین هستند :
من پُرم از خاطرات و قصه های کودکی
این که روباهی چگونه می فریبد زاغکی !
قصّهٔ افتادنِ دندانِ شیری از هُما
لاک پشت و تکّه چوب و فکرهای اُردکی !
قصّهٔ گاو حسن ، دارا و سارا و امین
روزٍ بارانی ، کتابٍ خیسٍ کُبری طِفلکی !
تیله بازی درحیاط و کوچه و فرشِ اتاق !
بر سرِ کبریت و سکه ، یا که درب تَشتکی !
چ…
❤5👍1🔥1
Signed ⚜🍁هیچکس🍁⚜
11 Feb 2026, 19:31 UTC≈1,070 viewsread 22 August 2026 شاید بهتر بود
زمانی دیگر تو را دیده بودم
تا شعرهای یونانی برایت میخواندم
و از خاطرات مدیترانه حرف میزدیم.
شاید بهتر بود
زمانی دیگر میشناختمات
تا از عطر محبوبم به تو میگفتم
نه اینڪه بوی خون تو را به گریه بیندازد
نه اینڪه به جای شمردن شاخههای نرگس
تعداد گلولههای تنم را شمارش ڪنی
چگونه به تو بگویم آرام باش
وقتی ڪه حتی نامت
یادآور شلیڪهای شبانه است
چگونه بگویم آرام باش
وقتی ڪه نمیدانم فردا تو برای ڪشته شدنم
…
Signed ⚜🍁هیچکس🍁⚜
13 Dec 2025, 22:37 UTC≈1,200 views2 reactionsread 22 August 2026 ▫️
✍انتظار......
روزهایم تار ، شبهایم زدستش تارتر
چشمهایم خیره بر در ، باز هم بیدارتر
تیک تاک ساعت خانه امانم را برید
زندگانی می شود هر لحظه پر تکرارتر
پنجره بازست و میآید صدای واق واق
یک سگ هارست و دنبالش سگانی هارتر
آسمان ابری ست، باران می چکد از ناودان
رعد و برق ست و هوا هر لحظه ناهنجارتر
سیل تنهایی و رنج و بارش یکریز ابر
سخت مظلومم من و دنیا شده غدارتر
تلخ و دشوارست، در عزلت نشستن بی گمان
انتظار اما کند دش…
❤1🔥1
Signed ⚜🍁هیچکس🍁⚜
29 Nov 2025, 14:53 UTC≈1,040 views3 reactionsread 22 August 2026 من اگر جای ِ تو بودم عاشق ِ "من" میشدم
دلبر ِ ابرو طلای ِ چشم روشن میشدم
قصرها میساختم از خشت خشت ِ آینه
قد بلند و خوشتراش و مرمری تن میشدم
تا تو رام ِ من شوی مثل ِ پلنگ ِ زاگرس
حضرت ِ آهوی ِ ناز ِ دشت ِ ارژن میشدم
طبق ِ آیین ِ نیاکان دل میاوردم به دست
بیخیال ِ راه و رسم ِ دل شکستن میشدم
با خط ِ میخی ِ مژگان می نوشتم عشق را
مثل ِ قانون ِ "حمورابی" مدوّن میشدم
هفت خوان را می گشودم با فقط یک خنده ام
تا ابد …
🔥2🥰1
Signed ⚜🍁هیچکس🍁⚜
26 Nov 2025, 11:20 UTC960 viewsread 22 August 2026 باورم کن که تو را مایلم از روز ازل
که مرا طعم تویی حضرت نوشین عسل
باورم کن که به اعجاز نگاهت گیرم
از خودم تا نرسم در بغلت دلگیرم
نفسم بی تو به تنگ آمده ، ای حس رها
بی تو در عشق گرفتارم و از خویش جدا
جان به لب می شوم انگار که هیچم بی تو
من به دنیای نگاه که بپیچم بی تو
راه تنهایی من سمت جنون خواهد رفت
کوره راهیست که در وادی خون خواهد رفت
به سرانجام خودم فکر نکردم بی تو
مرد تنها شده ی خانه ی دردم بی تو
سهم احسا…
Signed ⚜🍁هیچکس🍁⚜
8 Nov 2025, 07:54 UTC≈1,010 viewsread 22 August 2026 🖋📚
خراب از باد پائیز خمارانگیز تهرانم
خمار آن بهار شوخ و شهر آشوب شمرانم
خدایا خاطرات سرڪش یڪ عمر شیدایی
گرفتہ در دماغے خستہ چون خوابے پریشانم
خیال رفتگان شب تا سحر در جانم آویزد
خدایا این شب آویزان چہ مے خواهند از جانم
پریشان یادگاریهاے بر بادند و مے پیچند
بہ گلزار خزان عمر چون رگبار بارانم
خزان هم با سرود برگ ریزان عالمے دارد
چہ جاے من ڪہ از سردے و خاموشے زمستانم
مگر ڪفارهٔ آزادے و آزادگیها بود
ڪہ اعصابم غل …
Signed ⚜🍁هیچکس🍁⚜
3 Nov 2025, 04:36 UTC856 viewsread 22 August 2026 زن است دیگر...
چشمش که به شمعدانی ها بیفتد
شاعر میشود...
آبچکان را برمیدارد و شعری
میسازد از صدای قطره های آب...
میرود جلوی اینه،
نگاهی به گودی زیر چشمش میکند
و بیخیال میشود
خط چشمش را بر میدارد
و نقاشی ای بر روی چشمانش میکشد
دوباره میشود همان دختر زیبای قبل...
اما چه فایده که غم هایش را
در گلدان شمعدانی جا گذاشته
و هرروز به آن آب میدهد و
هرروز غمش بزرگ تر میشود...
بهار_اقبالی
Signed ⚜🍁هیچکس🍁⚜
1 Nov 2025, 23:52 UTC826 views1 reactionsread 22 August 2026 به بچه ات، به جنینت ، به دخترى که ندارى
به آن کسى که لگد زد ، به شوهرى که ندارى
به اینکه سر بگذارى و روى شانه ببارى
به اینکه سر بدهى پاى همسرى که ندارى
به داستان من و تو، به عشق باور این شهر
به باورى که ندارم به باورى که ندارى !
به اینکه شک بکنى اینکه کى تو را زایید ؟ این
که آیِنه که منم یا که مادرى که ندارى
دوباره فکر کنى به .. دوباره فکر کنى به
دوباره فکر کنى ! فکر بهترى که ندارى
به هر درى بزنى تا به خانه در ن…
🥰1
Signed ⚜🍁هیچکس🍁⚜
20 Oct 2025, 23:54 UTC886 views1 reactionsread 22 August 2026 .
مثل یک کودکِ به جا مانده
از جهانی هراس و ناامنی
از دلِ جنگ و آتش و کشتار
دلم آغوش و بوسه میخواهد...
مثل آن کودکی که ترسیده
بین رگبار و بیپناهیِ خویش؛
ایستاده، هراس را دیده
خاندانش مقابلش مرده
و جهان، خون و درد باریده
بچه جنگ و دفاع میفهمد؟
جنگ را پیرها به پا کردند
بچهها، بیگناهها مردند
این سیاست، کثافت محض است
من همان کودکم که ترسیده
دلم آغوش و بوسه میخواهد...
#نرگس_صرافیان_طوفان
👏1
Signed ⚜🍁هیچکس🍁⚜
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @Aramesh_kadehh_S. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.