2 Aug 2026, 23:30 UTC≈1,250 views5 reactionsread 9 August 2026 از نیم ساعت آبمو ریختم تو دهنش اونم نوش جان کرد.
علی و لیلا یه ساعت دیگه هم بعد از ما سکس میکردن. علی کمرش مثل سنگ بود واقعا مثل گراز میگایید.
بعد از مهمونی تا سه روز کص لیلا زخم بود.
ولی ازم کلی تشکر کرد که این فانتزی رو بهش معرفی کردم
دوستان ضرب واقعا شیرینه ولی با زوج پایه و اهلش.
اگر خانمتون یا آقاتون راضی نمیشه آروم آروم و با سیاست جلو برید خلاصه کار درست میشه.
هر آدمی تو زندگیش تنوع رو دوست داره.
حالا که…
❤5
2 Aug 2026, 23:30 UTC≈1,180 views3 reactionsread 9 August 2026 📚 اگر بدنبال فانتزی هستی خجالت نکش
#["ضربدری"]
سلام
بچه های عزیز این داستان تا وسطهاش سکسی نیست یه کم طولانیه اگه دوست ندارید نخونید.
سعی کردم جزئیات رو کامل بگم.
دوستان میخوام براتون قصه اینکه چجوری وارد رابطه ضربدری شدیم رو تعریف کنم.
تقریبا پنج سال پیش با سایت آشنا شدم بعضی از داستان ها منو جذب کرد.برام خیلی جالب بود (سکس ضربدری)
اوایل فقط فکرشو تو سرم می پروندم جرات بازگو کردنش رو نداشتم.
یواش یواش تو سکس…
❤3
2 Aug 2026, 22:30 UTC≈1,130 viewsread 9 August 2026 كنن.من هنوز وقتى با دوست دخترم سكس ميكنم ايدا رو تو ذهنم تصور ميكنم.هرگز نتونستم فراموشش كنم.تو اين خاطره فقط اسم خودم مستعار بود.ميدونم اون ايدايى كه من ميشناختم هيچ وقت كسى بهش شك نميكنه.ايدا اميدوارم هر جا كه هستى سالم و خوشبخت باشى.ولى بدون هميشه يه نفر هست كه با خاطراتت زندست.مدت دوستيمون زياد نبود ولى همون مدت كم كافى بود كه من رو همه عمر گرفتار خودت كنى.ايشالا همه به عشقشون برسن.فعلا باى
نوشته: کیوان
🔗 کانال…
2 Aug 2026, 22:30 UTC≈1,120 views1 reactionsread 9 August 2026 صلوات اوردمش پايين.سوييچ ماشين رو از توى كيفش در اوردم و نشوندمش.خيلى درد داشت و نميتونست بشينه.صندلى رو خوابوندم و تا نزديكى هاى خونشون رسوندمش.از اونجا زنگ زد دوستش اومد رسوندش خونه.منم رفتم خونه.دو روز نه از على خبرى بود موبايل ايدا هم خاموش بود.تو اين دو روز با خاطره ايدا هم موقعى كه اومد تو بغلم هم موقعىكه بوسيدمش و تو اغوشم بود زندگی كردم.روز سوم تلفنم زنگ خورد.ديدم ايداس خيلى خوش حال شدم.سلام و احوال پرسى كرد.…
❤1
2 Aug 2026, 22:30 UTC986 views4 reactionsread 9 August 2026 دوستم يه ماه قبل عروسى كرده و همين مشكل پرده رو داشت و رفت يه جايى دوختش.برات ادرسش رو ميپرسم.خيلى خوشحال بودم شايد بيشتر واسه اين بود كه ميتونستم يه كارى واسه ايدا بكنم.مهتاب ادرس رو اس زد.منم اول خودم رفتم اونجا.يه خونه قديمى بود دوتا درب داشت كه يكيش ميرفت طبقه بالا.قرار بود بگم از طرف فلانى اومدم. زنگ رو زدم و اشنايى دادم و رفتم بالا.خيلى كثيف و ترسناك بود.يه حال داشت با دوتا اتاق.يه پيرمردى از تو اتاق با يه رو پ…
❤4
2 Aug 2026, 22:30 UTC927 views9 reactionsread 9 August 2026 📚 فریب عشق
#[]
سلام.من كيوان هستم.يه خاطره داشتم كه بر ميگرده به قديما .خاطره يى كه فراموشش نميكنم و نميخوام بكنم. براتون نوشتمش.
من يه دوستى داشتم كه به ظاهر از خانواده با فرهگى بودن.باباش دكتر زنان بود مامانش هم ازمايشگاه داشت.خودش هم با من تو يه رشته تحصيل ميكرديم و خونمون هم به هم نزديك بود و به خاطر اين كه با هم زياد در رابكه بوديم هم تو دانشگاه هم خارج از اونجا خيلى صميمى شده بوديم و اكثر وقتامون رو با هم …
❤9
2 Aug 2026, 21:30 UTC920 views0 reactionsread 9 August 2026 📚 آمپول تقویتی
#["گی"]
سلام به دوستان سکسی . من حمید هستم 30 سالمه و این خاطره مال 10سال پیش واسم اتفاق افتاد اگه از گی خوشتون نمیاد لطفا نخونید . بر سر اصل ماجرا من یه پسر قد بلند سفید کون متوسط و تک پسر خانواده که اتاق شخصی تو خونه داشتم و همیشه با خودم ور میزفتم تا اینکه بجایی رسید که انواع و اقسام میوه و چیزهای استوانه ای تو سوراخ کونم فرو میکردمو جلق میزدم. ولی این چیز ها من ارضا نمیکرد.تو محل از دوستام شنیده…
2 Aug 2026, 20:30 UTC886 viewsread 9 August 2026 alish.chatool
🔗 کانال: https://t.me/+Z9_rDgQCcyw1MTNl
2 Aug 2026, 20:30 UTC911 views0 reactionsread 9 August 2026 بخت سازیم این دخترک عاشق را…! در بیت دوست رفته و سخنان اولیه را جاری نمودیم. باورتان نمیشود که به هیچ عنوان لذتی از آن حالت نصیبمان نشد… چرا که همه اش بالاجبار بود… از بس که اصرار مینمود… لباسش را که تا نیمه در آورد دیدیم اندام مقبولی دارد؛ ولی نه آنچنان ورزیده که بخواهد آلتمان را بر سر کیف آورد! خودشان را چسباندند در آغوشمان… ایشان را با حالت بدی دور ساختیم! این را هم بگوییم که ما بیمار نیستیم. هوای آن منزل آنسان خف…
2 Aug 2026, 20:30 UTC861 views0 reactionsread 9 August 2026 📚 هوا بس ناجوانمردانه گرم بود!!!
#["ادبیات" #"دانشجو"]
ارسال این داستان تنها برای آن است که اندازه گیری کنیم اشتیاق دوستان را به این گونه چیدمان سخن!!! ورنه نه بنده بیکار همی بود که وقت گذاشته و خاطرات خویش بر سر قلم بیاورم و نه شما آقایان محترمه و دوشیزگان بی پرده! فرصت داشته که خودارضایی رها کرده به خواندن داستان گذرانید همی وقتتان را!!!
از این پس روایت ها خواهید دید بس متفاوت… لیکن تفاوت نه از حیث موضوع… چراکه …
2 Aug 2026, 19:30 UTC833 viewsread 9 August 2026 کم داشت میومد بلندش کردم و رو تخت نشوندمش و گفتم باید برام ساک بزنی اونم شروع کرد با ولع هر چه تموم تر کیرم رو خوردن که بهش گفتم آبم رو باید بخوری اونم قبول نکرد. یهو آبم با سرعت نور تو دهنش پر شد اونم نامردی نکرد همش رو پس زد. بعد یه ذره دور و برش رو برام مالید. با هم رفتیم حموم همدیگر رو شستیم منم اومدم خونه ساعت تقریبا 10 بود. رفتم خوابیدم تا ساعت 10 فردا. تا مامانش اینا برگردن .
امیدوارم که ازاین داستان خوشتون ا…
2 Aug 2026, 19:30 UTC832 views4 reactionsread 9 August 2026 حالت اخم برگشت و یه چشم غره ای به من رفت که نزدیک بود خودم رو خراب کنم منم کم نیاوردم گفتم چیه من حرف بدی نزدم اگه نداری بگو ندارم که گفت دارم خوبش رو هم دارم. گفتم نشون بده . اونم نامردی نکرد و یه عالمه عکسهایی که از اینترنت گرفته بود رو بهم نشون داد که تو اینا دویا سه تاش تمام لخت بودن. یه صندلی آوردم کنارش نشستم تا با هم عکسها رو ببینیم که یه عکس از جنیفر نظرم رو به خودش جلب کرد و شروع کردم گیردادن کونهای قلمبه جن…
❤4
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @DasTanKadaH3. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.