7 Aug 2026, 14:55 UTC26 views10 reactionsread 8 August 2026 آخرین دانهٔ شن
ساعتِ شنی را برگردان…
شاید آخرین دانهٔ شن
هنوز نان نشده باشد
در دستهای کودکی
که هر صبح،
گرسنگی را
پیش از الفبا
هجی میکند.
شاید هنوز
غبارِ شانههای زنی نشده باشد
که شب را
با سوزنی خاموش
به فردا میدوزد.
پیش از آنکه
شنِ ثانیهها
بر چشمِ خیابان بنشیند
و آدمها
از کنار هم
فقط عبور کنند؛
نه نگاه.
ساعتِ شنی را برگردان…
شاید آخرین دانهٔ شن
هنوز در گلوی پرندهای
نامِ آسمان باشد؛
پیش از آنکه
باروت،
با…
❤5❤🔥5
7 Aug 2026, 14:55 UTC26 views3 reactionsread 8 August 2026 Video
Video, posted without a caption
❤3
30 Jul 2026, 20:16 UTC60 views7 reactionsread 8 August 2026 File
File, posted without a caption
❤7
30 Jul 2026, 20:11 UTC57 views9 reactionsread 8 August 2026 چراغ سرخ
همهٔ نوزادان با گریه به دنیا میآیند؛ او اما با سکوت آمد.
قابله، پیش از آنکه بند نافش را ببرد، دست بر سینهاش گذاشت. لحظهای گوش سپرد، بعد آهسته گفت:
«انگار چیزی جا مانده است…»
اما هیچکس نفهمید چه.
سالها گذشت.
او هم راه رفت، خندید، کار کرد، پیر شد؛ اما هرگز عاشق نشد.
روزی مردی را دید که برای زنی جانش را به خطر انداخت؛ مادری را دید که برای فرزندش از همهچیز گذشت؛ پیرزنی را دید که سالها پس از مرگ همسرش هن…
❤6👍3
30 Jul 2026, 20:10 UTC49 views5 reactionsread 8 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
❤5
24 Jul 2026, 12:47 UTC316 views17 reactionsread 8 August 2026 دیگر نه؛ تولد یک مرز تازه
با اجازهٔ بزرگترها…
پدر و مادر عزیزم،
عمهجان، خالهجان، عموها و داییجان،
دوستان و همهٔ کسانی که مرا با همین دلِ مهربانم شناختید…
دیگر نمیخواهم همیشه همان آدمی باشم که برای همه خوب بود و برای خودش آخرین نفر.
دیگر نمیخواهم اینهمه بیدفاع و خوشقلب باشم.
سالها فکر میکردم مهربانی یعنی همیشه کوتاه آمدن،
یعنی بخشیدن،
یعنی خودم را فراموش کردن.
اما هرچه بلا سرم آمده، تاوان همین دلِ نرم…
👏9❤8
24 Jul 2026, 12:47 UTC65 views7 reactionsread 8 August 2026 Video
Video, posted without a caption
❤7
20 Jul 2026, 21:00 UTC85 views17 reactionsread 8 August 2026 خوشِ آن روزها
مادرم علاقه عجیبی به بومادران داشت. به زبان محلی خودمان میگفت «گل برنجاس».
برایش فرقی نمیکرد درد چه باشد.
سرما میخوردیم، گل برنجاس.
دلمان درد میکرد، گل برنجاس.
پریود میشدیم، گل برنجاس.
سردرد داشتیم، گل برنجاس.
گلودرد میگرفتیم، گل برنجاس.
خلاصه، هر درد، با درمان و بیدرمان، آخرش میرسید به یک استکان گل برنجاس که حتی نبات هم شیرینش نمیکرد.
مشکل ما خودِ دوا بود؛ تلخ بود، تلخِ تلخ.
بیخود ن…
❤12👍2😍2😢1
20 Jul 2026, 20:06 UTC73 views9 reactionsread 8 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
❤9
14 Jul 2026, 11:49 UTC96 views13 reactionsread 8 August 2026 رنگها کجا رفتند؟
میگفت:
«خیلی دلم میخواهد لباس قرمز بپوشم، اما جرأتش را ندارم.»
از آن جمله، بیشتر از «قرمز»، واژه «جرأت» در ذهنم ماند.
مگر رنگ هم شجاعت میخواهد؟
بعد یاد صحنهای از فیلم «من پیش از تو» افتادم. لو کلارک لباس قرمز پوشیده بود، اما روسری را روی شانههای برهنهاش انداخته بود. ویل گفت:
«روسری را بردار. اگر قرار است این لباس را بپوشی، آن را با اعتماد به نفس بپوش.»
آن روز خیال کردم درباره یک لباس حر…
❤10👏3
14 Jul 2026, 11:45 UTC71 views7 reactionsread 8 August 2026 Video
Video, posted without a caption
👌5❤1👍1
9 Jul 2026, 17:13 UTC104 views15 reactionsread 8 August 2026 Photo
پیش از لبها
چشمانت،
پیش از آنکه
نامت به جهان برسد،
تمامِ تو را
بیصدا
در من
نوشته بودند.
دیگر
در سکوت نمان.
گاهی
لبها
آخرین پناهِ حقیقتاند.
بعضی واژهها
اگر دیر
به زبان بیایند،
فصلها
دیگر
نامشان را
بر شاخه
نخواهند نوشت.
❤11❤🔥3🔥1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @ManBodegi. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.