6 Aug 2026, 13:38 UTC121 views4 reactionsread 6 August 2026 #مجله_ادبی_هنری_روزآمد
با تو
همه چیز تازهست
هزارهزارمین نگاه همان نخستین است انگار
که حک کرد آن سنگفرش را بر سنگِ فراموشِ خاطرههای خوب
هزارمین بوسه
گویی که اولین بوسهی تاریخِ آدمیست
شرارِ شعلهای گرم
پیشتر از کشفِ آتش اما
با تو
با تو همهچیز تازهست
بوی خون از خیابان کوچ میکند با تو
انگار که نبوده هیچ اینهمه سال
بهمن از تقویم پاک میشود با تو
دی همان دیروز گم میشود
و اسفند به ناچار
جارِ بهار میزند تا چشم…
👍4
6 Aug 2026, 13:37 UTC93 views4 reactionsread 6 August 2026 #مجله_ادبی_هنری_روزآمد
آن روزها که نخواهم بود
ابری ست با تو
سایه اش مدام بر تو
منم آن ابر
نخواهی شناخت
نسیمی در دامنت خواهد پیچید
گیسوانت پریشان
یک دستت به دامن و دست دیگر به موهایت
منم آن نسیم
نخواهی شناخت
دیرگاهِ شبی در بسترت
پهلو به پهلو می شوی
نه خوابی و نه بیدار
منم آن رویا
نخواهی شناخت
سخن می گویی در تنهایی
با کسی که نیست
می گویی تمامِ مگوهایت را
به جان گوش می سپارد به تو
منم آن که نیست
نخواهی شناخت
دردی …
👍4
5 Aug 2026, 14:26 UTC230 views4 reactionsread 6 August 2026 #مجله_ادبی_هنری_روزآمد
شیرکو بیکس؛ شاعری که انسان را به زبان مادری ترجمه کرد
✔️ بابک شاکر
در تاریخ ادبیات معاصر، شاعرانی هستند که از یک سرزمین برمیخیزند، اما در همان سرزمین نمیمانند. شیرکو بیکس از این دست شاعران است. او با زبان کردی نوشت، اما هرگز اسیر مرزهای زبان و قومیت نشد. زبان مادری برای او سنگری علیه فراموشی بود، نه سلاحی علیه دیگری. از همین رو، جهان شعری او بیش از آنکه بر هویت بسته استوار باشد، بر کرامت …
👍4
4 Aug 2026, 13:38 UTC294 views5 reactionsread 6 August 2026 #مجله_ادبی_هنری_روزآمد
آنچه نوشته ام
نام تمامی پرنده هایی را که در خواب دیده ام
برای تو در این جا نوشته ام
نام تمامی آنهایی را که دوست داشته ام
نام تمامی آن شعرهای خوبی را که خوانده ام
و دستهایی را که فشرده ام
نام تمامی گلها را در یک گلدان آبی
برای تو در این جا نوشته ام
وقتی که می گذری از این جا
یک لحظه زیر پاهایت را نگاه کن
من نام پاهایت را برای تو دراین جا نوشته ام
و بازوهایت را وقتی که عشق را و پروانه را پل م…
👍5
3 Aug 2026, 12:26 UTC277 views7 reactionsread 6 August 2026 #مجله_ادبی_هنری_روزآمد
شعر تازهای از سیدعلی صالحی
من
به گندم رسیدم ای گوسفند!
میانهٔ راه بود که ناخواسته
خود را به سکوتِ ستمگر سپردم.
آنها
مرا به اتهامِ تنهایی
آواره به زمین آوردند،
به سرزمینِ تو آوردند.
آنها بیهیچ دلیلی وادارم کردند
باید شاعرِ بیخوابِ فروردین شوم،
وگرنه سکوت، سکوتِ ستمگر...
من میدانستم
زورم به ذهنِ ملائک نمیرسد
اما اصرار کردم ای ایزدانِ ایرانی
شبانیِ رمهی واژهها
از عهدهٔ من برنمیآی…
👍5👎2
2 Aug 2026, 19:03 UTC206 views2 reactionsread 6 August 2026 #مجله_ادبی_هنری_روزآمد
گفتند زندگی
بار دگر به روی تو لبخند میزند
وی شاعر رميدهدل
افسون نوبهار
بار دگر به پای دلت بند میزند
اين هم بهار
خندهی شيرينِ روزگار
پس کو قراربخش دل بیقرار من؟
پا مینهم به راه
به اميد مهر يار
"ای وای بر من و دل اميدوار من"
سالی دگر گذشت و دريغا که من ز عمر
جز خاطرات تلخ
بری برنداشتم
در دل نشاندم اخگر عشقش به اشتياق
بيچاره من
که چارهای ديگر نداشتم
لبخندهی بهار نخنداندم
چو من
لبخنده…
👍2
2 Aug 2026, 09:27 UTC192 views5 reactionsread 6 August 2026 #مجله_ادبی_هنری_روزآمد
راهها به شانهی تو میرسند
درها به شانهی تو باز میشوند
و من بر شانهی تو جوانه میزنم
بر شانهات جوانه میزنم
و پیچ میخورم به دور جهان
مثل ماری که به دندان گرفته است دُمِ خود را
و دایرهای که گم کرده مرکز خود را
پیچ میخورم در آسمان، در خورشید، در ابرها
در سقوط، در خودم
دایرهای میشوم مچاله
که قُطرهایم تنهایم گذاشتهاند
بر شانهی تو جوانه میزنم
یعنی در جهنمی که بهشت است
و راهِ مرگ
هم…
👍5
31 Jul 2026, 19:00 UTC776 views8 reactionsread 6 August 2026 #مجله_ادبی_هنری_روزآمد
مرا به رقص وادار کنید!
به چرخشی بیپایان
میخواهم در سماع
زمان را به سرگیجه بیندازم
شاید دنیا
جنگ را بالا بیاورد
گل کنند سیمهای خاردار
همان سوزنهایِ
فرو رفته در پاشنه مرزها
آنوقت کابل
در آغوش طالبان
به اسلام آباد ایمان میآورد
و دمشق
به مشق سربازان آنکارا
در املای کردها
دامادِ پای تخت ، طهران
نار میزد میان ایوان آبی خزر
و دوباره آرام میگرفت
کنار عروسش قفقاز
پیدا میشد مردی
از ینگه دن…
👍8
30 Jul 2026, 14:21 UTC294 views7 reactionsread 6 August 2026 #مجله_ادبی_هنری_روزآمد
زنها
پیامبرانی گمناماند
که از معجزه کردن خسته نمیشوند
ببین چند مرد
هر روز
با لبخند یک زن زنده میشوند.
#اصغر_رضایی_گماری
https://t.me/NeveshtayRozamad
👍7
30 Jul 2026, 09:13 UTC286 views5 reactionsread 6 August 2026 #مجله_ادبی_هنری_روزآمد
کلماتم
از وقتی با تو حرف میزنند
کمکم
شبیه باران شدهاند
آرام
بیدفاع و گرفتار افتادن!
تو چه کردی
که حتی سکوت من
بوی دوست داشتن میدهد…
#عاطفه_مختاری
https://t.me/NeveshtayRozamad
👍5
29 Jul 2026, 14:21 UTC360 views7 reactionsread 6 August 2026 #مجله_ادبی_هنری_روزآمد
کدام کلمه میتواند
آتشی در پیچد در خود
ارتفاعِ تو گیرد و
زائر پوستت باشد؟
کدام کلمه میتواند
هبوط کند از انتزاع
تن دهد
به تنیدگیات
به خون خویش
بپیماید
پیمانِ خویش
بگذرد از آتش
ـ سر خَوش-
تا سیاوشِ پوستت باشد
#رضا_عباسی
https://t.me/NeveshtayRozamad
👍7
28 Jul 2026, 14:42 UTC272 views5 reactionsread 6 August 2026 #مجله_ادبی_هنری_روزآمد
در سرزمینِ من
بعد از طلوعِ خون، خبر از آفتاب نیست.
مهتابِ سرخی از افقِ مشرق
بر چهرههای سوخته میتابد
وز آفتابِ گمشده تقلید میکند.
اما هنوز
در پسِ آن قلهی سپید
خورشید در شمایل سیمرغ زنده است
یک روز، ناگهان
میبینمش که سایه فکندهست بر سرم
#نادر_نادرپور
https://t.me/NeveshtayRozamad
👍5
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @NeveshtayRozamad. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.