4 Aug 2026, 11:16 UTC186 views2 reactionsread 7 August 2026 این روزها در حال خواندن کتاب «پیش از آنکه بدانی » اثر جان بارگ هستم؛ جستاری دربارهٔ ریشههای ناهشیار رفتارهای ما و نیروهای پنهانی که بیصدا بر انتخابها و قضاوتهایمان اثر میگذارند.
بارگ در بخشی از کتاب، از تمایل ما به جذب کسانی میگوید که به ما شبیه هستند؛ حتی اگر این شباهت، در نگاه اول، کوچک و بیاهمیت به نظر برسد. خواندن این سطور، مرا ناگهان به سالها پیش پرتاب کرد؛ به روز اول دبستان.
در میان انبوهی از چهرههای…
❤2
2 Aug 2026, 14:31 UTC83 views1 reactionsread 7 August 2026 «ما رنج میبریم، چون در برابر واقعیت مقاومت میکنیم.»
✍🏻بودا
بخش بزرگی از رنج ما از خودِ واقعیت نیست؛
از جنگیدن با آن است.
ما اغلب به جای روبهرو شدن با آنچه هست، تلاش میکنیم نبینیمش، انکارش کنیم یا از آن فرار کنیم.
اما واقعیت، با نادیده گرفتن ما از بین نمیرود.
فقط فرصت فهمیدن و اثر گذاشتن بر آن را از دست میدهیم.
شاید پذیرش، دوست داشتنِ آنچه رخ داده نیست.
فقط دیدنِ صادقانهٔ آن است.
با همین دیدن است که امکا…
👍1
2 Aug 2026, 14:21 UTC74 views1 reactionsread 7 August 2026 یکی از عجیبترین چیزهای زندگی این است که در همان روزهایی که فکر میکنیم هیچ اتفاقی نیفتاده، زندگی در حال گذشتن بوده است.
روزهای معمولی.
روزهای بیخبر.
روزهایی که بعدها دلمان برایشان تنگ میشود.
شاید ارزش بعضی لحظهها را فقط وقتی میفهمیم که دیگر در آنها نیستیم
@TreatmentOfGrief
❤1
2 Aug 2026, 14:16 UTC77 views3 reactionsread 7 August 2026 Photo
امروز در زیرزمین خانه، از دل دیوار، چند ساقه سبز روییده بودند.
نه نور کافی بود،
نه خاکی دیده میشد،
نه جایی شبیه باغ.
با این حال رشد کرده بودند.
شاید زندگی همیشه منتظر شرایط ایدهآل نمیماند.
گاهی فقط راهی پیدا میکند،
و ادامه میدهد.
@TreatmentOfGrief
❤3
27 Feb 2026, 07:49 UTC610 views9 reactionsread 7 August 2026 «بَده .....برای چه کسی؟»
دیشب مراسم افطاری دعوت بودیم.
آدمهایی که روزه بودند یا نبودند، سر ساعت بر سر سفره حاضر شدند و با شنیدن اذان، جمع یکصدا مشغول خوردن شد.
سفره رنگارنگ بود؛
نان و سبزی تازه، پنیر و خرما، زولبیا و بامیهی شیرین و طلایی، میوههای آبدار و چای داغ.
تنها صدایی که میآمد، صدای قاشقها بود و ریختن چای از فلاسکها و جویدنهای پیدرپی.
هیچ حرف اضافهای نبود.
گویی جمعیت در یک مسابقهی نانوشته شرکت کرد…
👍8❤1
26 Feb 2026, 06:13 UTC269 views4 reactionsread 7 August 2026 تو در جستجوی زندگیای بهتر هستی، اما زندگی همین لحظهایست که میگذری. اگر آن را نادیده بگیری، زندگی را از دست دادهای. اگر آن را بپذیری، بینهایت را در همین سادگی تجربه می کنی
✍🏻اکهارت توله
@TreatmentOfGrief
❤4
26 Feb 2026, 06:03 UTC262 views1 reactionsread 7 August 2026 «با لحظه اکنون بمان.»
در این لحظه، هنوز نفس میکشی.
هنوز قلبت میتپد.
و همین یعنی زندگی، هنوز تو را انتخاب کرده است.
@TreatmentOfGrief
❤1
25 Feb 2026, 19:37 UTC270 views2 reactionsread 7 August 2026 دلیلی نبود که از اشکهامان خجالت بکشیم، که اشکها شاهد آن بودند که انسانی بالاترین شجاعت را از خود نشان دادهاست: شجاعت رنج کشیدن.
✍🏻ویکتور فرانکل
@TreatmentOfGrief
👍2
20 Feb 2026, 10:31 UTC312 views2 reactionsread 7 August 2026 بیشتر دردهایی که انسانها تجربه میکنند، ناشی از مقاومتی است که به شرایط زندگی دارند. اگر از این مقاومت رها شوند و به زندگی اجازه دهند که همانطور که هست باشد، آرامش واقعی تجربه خواهد شد.
✍🏻اکهارت توله
@TreatmentOfGrief
❤1👍1
سوگ درمانی🌱 pinned «🥀🥀🥀«وقتی دفترچه تلفنِ مادرت زنگ میزند…» دیروز وسط یک مهمانی، تلفنم زنگ خورد. شمارهای ناشناس. دختری جوان بود. گفت: «من دخترِ … خانم هستم.» چند ثانیه طول کشید تا حافظهام در را باز کند. سه سال پیش. پشت درِ مطبی در تهران. زنی شوخطبع، گرم، پرانرژی. هر هفته…»
15 Feb 2026, 16:33 UTC652 views4 reactionsread 7 August 2026 🥀🥀🥀«وقتی دفترچه تلفنِ مادرت زنگ میزند…»
دیروز وسط یک مهمانی، تلفنم زنگ خورد.
شمارهای ناشناس.
دختری جوان بود. گفت: «من دخترِ … خانم هستم.»
چند ثانیه طول کشید تا حافظهام در را باز کند.
سه سال پیش.
پشت درِ مطبی در تهران.
زنی شوخطبع، گرم، پرانرژی.
هر هفته همسر بیمارش را از شهری دیگر میآورد.
خسته بود، اما فرو نریخته بود.
نگران بود، اما تلخ نشده بود.
و در میان اضطرابِ نتیجهها، بلد بود با یک شوخی، دلِ مضطربی را آرام…
💔4
14 Feb 2026, 08:30 UTC261 views1 reactionsread 7 August 2026 زندگی هدیهای است که هر روز صبح به تو داده میشود، اما تنها وقتی واقعاً زندگی میکنی که لحظه اکنون را در آغوش بگیری، بدون قضاوت، بدون ترس، فقط با پذیرش کامل آنچه هست.
✍🏻جی پی وسوانی
@TreatmentOfGrief
❤1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @TreatmentOfGrief. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.