7 Aug 2026, 16:30 UTC14 views7 reactionsread 8 August 2026 یک شرکت فناوری اعلام کرده دستگاهی ساخته که میتواند آخرین فکر قبل از خواب آدمها را ضبط کند.
سرمایهگذارها هیجانزدهاند. میگویند این دستگاه میتواند آیندهی روانشناسی را تغییر دهد.
اما مهندس اصلی پروژه دیشب استعفا داد. او در نامهی خداحافظیاش نوشته بود:
«مشکل این نیست که بفهمیم آدمها قبل از خواب به چه فکر میکنند. مشکل این است که فهمیدم اکثرشان به کسی فکر میکنند که دیگر در زندگیشان نیست.»
✍🏻 #آرزو_موسی_زاد…
❤6💔1
6 Aug 2026, 16:50 UTC33 views6 reactionsread 8 August 2026 هندسهی دوازده متری
گاهی فکر میکنم اشیاء درون اتاق، از ما بیدارترند. صندلی چوبی زاویهدار، لبهی فرسودهی میز تحریر و آن ساعت دیواری که با لجاجت ثانیهها را میجود، تماشاگران خاموش روزهای ما هستند. آنها نه نگران فردایند و نه گذشته را بازخوانی میکنند؛ آنها فقط در چگالی این اکنونِ گس، حضور دارند.
درست در همین نقطه است که میتوان زاویهی دید را عوض کرد. شاید نیازی نباشد همیشه به زور، نوری در انتهای تونل نقاشی کنی…
❤3❤🔥3
5 Aug 2026, 19:09 UTC24 views6 reactionsread 8 August 2026 نویسنده بودن، یعنی راه رفتن روی لبهی باریکِ ایجاز.
یک کلمهی اضافه میتواند ساختار یک پاراگراف را ویران کند.
در دنیایی که همه دچار بیجاگویی مفرط شدهاند، سکوتِ میان خطوط و کلمات گزیده، بزرگترین هدیهای است که میتوان به خواننده داد.
✍🏻 #آرزو_موسی_زاده
#پرسه_های_ذهن
@arezoomsz
❤4👌1🕊1
3 Aug 2026, 13:24 UTC42 views9 reactionsread 8 August 2026 دو قدم مانده تا جهنم
اولین کتاب چاپشدهی من، «دو قدم مانده تا جهنم»، رمانی در فضای پساآخرالزمانی و علمیتخیلیست؛ داستان جهانی که سی سال پیش، در کمتر از یک شبانهروز با شیوع قارچی ناشناخته فروپاشید.
شهرها از بین رفتند. آدمها یا مردند یا تغییر کردند یا پشت دیوارهای بتنی پناه گرفتند.
در این جهان، بازماندگان فقط برای زندهماندن نمیجنگند. آنها تلاش میکنند تا نسل تازهای را آموزش بدهند و شهر را از موجودات بیرون دی…
❤6👏2✍1
3 Aug 2026, 13:24 UTC29 views2 reactionsread 8 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
❤2
2 Aug 2026, 17:13 UTC30 views5 reactionsread 8 August 2026 پشت صحنهی رمان «خاطرهای از جنس طلا»
وقتی اولینبار ایدهاش به ذهنم رسید فقط یک سایهی وهمآلود بود؛ داستانی دربارهی خاطره، خودکشی و مرگ. میخواستم دربارهی سیستمی بنویسم که بعد از مرگ، فرصتی دوباره به بازماندهها بدهد تا کنار عزیزان از دسترفتهشان زندگی کنند.
رکسانا، یکی از شخصیتها، راهی برای زنده نگه داشتن این خاطرهها پیدا کرده بود. برای همین، مدتها فکر میکردم رمانم صرفا دربارهی قدرت خاطره است.
اما نوشتن…
❤3🔥1🥰1
1 Aug 2026, 15:07 UTC38 views9 reactionsread 8 August 2026 در خانهی مادربزرگ یک نقشهی قدیمی وجود داشت که کشورهایی در آن پیدا میشدند که دیگر روی نقشههای جدید نیستند؛
مرزهایی که پاک شده بودند.
پایتختهایی که نامشان عوض شده بود.
دریاهایی که کوچکتر شده بودند.
بچه که بودم فکر میکردم نقشهها حقیقتی ثابت را نشان میدهند.
بعدها فهمیدم نقشهها فقط نظر موقت قدرتمندان دربارهی هر بخش از زمین است.
آدمها هم همینطور هستند.
ما فکر میکنیم شخصیتمان ثابت است؛
اما هر چند سال یکبا…
❤8⚡1
31 Jul 2026, 19:31 UTC39 views6 reactionsread 8 August 2026 در کتابهای اساطیر کهن نوشتهاند که تیشتر ایزد باران، به هیبت اسبی سپید با سمهای زرین به دریای فراخکرت فرود آمد تا با اَپوش، دیو خشکسالی که اسبی سیاه بود، بجنگد.
نوشتهاند که تیشتر شکست خورد، چون مردم برایش قربانی نکرده بودند و نامش را به شایستگی نخوانده بودند.
اما کتابهای کهن همیشه بخش ترسناک داستان را سانسور میکنند.
حقیقت این است که دیو خشکسالی هرگز اسبی سیاه نبود که از دهانش آتش ببارد.
اپوش مانند یک جاذبه…
❤5💔1
30 Jul 2026, 18:26 UTC43 views7 reactionsread 8 August 2026 -چند ساعت از فایل را دیدی؟
+همهاش را. چهل و دو سال زندگی...
-میدانی جرمت چیست؟ تجاوز به حریم خصوصی متوفی. دادگاه برای این کار حداقل ده سال حبس تعیین میکند.
+او مرده است. دیگر حریمی ندارد که به آن تجاوز شود.
-قانون صیانت از مردگان برای همین نوشته شده. هیچکس حق ندارد بدون اجازه، درِ ذهنِ کسی را که دستش از دنیا کوتاه است باز کند و خاطراتش را مثل فیلم تماشا کند.
+اما من فقط یک سکانس را هزار بار تماشا کردم. فقط د…
❤4❤🔥3
28 Jul 2026, 19:55 UTC40 views4 reactionsread 8 August 2026 Forwarded from @NajmehAsghari
خیالات خام
تابوت خیالاتم را
به دریا میاندازم
کوسهها به طمع گوشتی خام
دورش حلقه میزنند
تابوت که چَپه میشود
چیزی جز خیالات خام
نصیبشان نمیشود.
✍نجمه اصغری
@NajmehAsghari
❤4
28 Jul 2026, 19:54 UTC43 views5 reactionsread 8 August 2026 Forwarded from @yaddashtbardariPhoto
ای اندوهی که کشورم را فراگرفتهای
من به خاطر تو غمگینم،
تو در همه جا هستی
در هر لحظه هستی
همیشه بیهیچ چشمداشتی
به مردم خدمت میکنی
از تو در شگفتم، آیا خسته نمیشوی؟
کدام قلب دل به تو نداده؟
کدام چشم با تو همکاری نکرده است؟
چه کسی تو را محدود کرده؟
ای اندوه! کی راضی میشوی دست از سر این مملکت برداری؟
- احمد مطر
❤3💔2
26 Jul 2026, 19:15 UTC54 views7 reactionsread 8 August 2026 شیفت شب در ادارهی رسیدگی به افکار شبانه
نور زرد و بیرمق چراغ مطالعه درست وسط پیشانیام میتابید. مردی که آن طرف میز نشسته بود، کتوشلوار چروکی به تن داشت که بوی کاغذ کهنه و باران اسیدی میداد. ساعت مچیاش عقربه نداشت؛ فقط لکهای سیاه بود که دور خودش میچرخید.
پروندهی قطوری را باز کرد، روی یکی از صفحهها با ناخن خط کشید و گفت: «ساعت چهار و نیم بامداد نوزدهم تیرماه چرا بیدار بودی و به سقف نگاه میکردی؟»
بعد از مک…
❤4🦄2👌1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @arezoomsz. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.