7 Aug 2026, 18:27 UTC41 views6 reactionsread 8 August 2026 از سری یادداشتهای روز پنجم:
داشتم به داستانهای س فکر میکردم که خیلی قبل از جنگ برایم فرستاده بود تا بخوانم و نظر دهم. داستانهایی، در ژانر خودش، خوب؛ فانتزی- تخیلی. بعضی از صحنههای یکی دو داستانش را هنوز در ذهن دارم. داشتم فکر میکردم معلوم نیست سرنوشت چاپ کتابش به کجا رسید؟ آیا اصلاً برای چاپ و نشر جایی داده است یا خواهد داد؟ و اینکه آیا این داستانها حالا برای مای ایرانی درآمده از دل فاجعه خواندن دارد؟ چیزهایی س…
❤5👍1
Signed محبوبه موسوی(دمادم)
30 Jul 2026, 09:28 UTC62 views3 reactionsread 8 August 2026 از سری یادداشتهای روز پنجم:
تقریبا از سال دومی که به این ساختمان نقل مکان کردهایم یک صدا گاه و بیگاه در فضای بین بلوکها،در لابهلای وزشِ تندِ باد، در ذراتِ بخارشوندهی معلق در هُرم گرمای تابستان والبته کم، خیلی کمتر در روزهای برفی زمستان- که حالا شاید یک روز در یک سال باشد-شنیده میشود و آن صدای زنی است که با حنجرهای پر گره، بغضی پرخشم و دهانی بازفریاد میزند و ناسزا میگوید. رکیکترین فحشهای جنسی زنستیزانه را …
❤3
Signed محبوبه موسوی(دمادم)
30 Jul 2026, 09:28 UTC63 views7 reactionsread 8 August 2026 مشکلات چندان سراغی از روانپزشکها نمیگرفت. من تنها نمونههای خشونت رفتاری بیمارگونه را در آنجا دیدم.
و حالا این زن لابهلای بلوکهای ما که گویی هر چند ماه یکبار اجازه مرخص شدن دارد از جایی که احتمالا نگهدای میشود. میآید. صدایش را بر سر سنگ و چوب و بتون و شیشه میریزد و میرود. حالا دیگر این صدا تبدیل شده به ذرهای از ذرات هوا.عادت کردهایم به شنیدن فریادهایش. دیگر به پشت پنجرهها نمیخزیم به تماشا. گاهی حتی میدا…
❤7
Signed محبوبه موسوی(دمادم)
26 Jul 2026, 21:09 UTC71 views9 reactionsread 8 August 2026 ياد داشتي بر داستان شكار - يا شكارچي نوشته محبوبه موسوي
این داستان از همان جملهی آغازین، خواننده را به دل فضایی میاندازد که در آن زندگی عادی پایان یافته است: «در خالی خیابان بمبخورده، فقط ما دو نفر ماندهایم؛ من و یاسر.» این آغاز، هم خلوت ویرانشهر را میسازد و هم تنهایی نسلی را که جنگ، دانشگاه، خانه و آیندهاش را از او گرفته است. نویسنده به جای آنکه جنگ را از زاویهی قهرمانی یا حماسه روایت کند، آن را از نگاه دو د…
👍6❤3
Signed محبوبه موسوی(دمادم)
24 Jul 2026, 08:49 UTC75 views13 reactionsread 8 August 2026 شهرنوش پارسیپور را از نوجوانی میشناختم. یادم هست که با خواهرم درباره "زنان بدون مردان" صحبت میکردیم. خود او این کتاب را به خانه آورد. آن زمان، تنها موضوعی که ذهن نوجوان مرا به خود مشغول داشته بود، فقط و فقط طرح موضوع بکارت بود. نه کاری به زمینه اجتماعی داستان داشتم و نه از سرنوشت شخصیتها و حتی درخت شدگی مونس(اگر اسم را اشتباه نکنم) سر درمیآوردم. تنها مسالهای که شب و روز ذهنم را به خود مشغول کرده بود، همین بود. …
❤12👍1
Signed محبوبه موسوی(دمادم)
19 Jul 2026, 18:03 UTC126 views6 reactionsread 8 August 2026 از سری یادداشتهای روز پنجم:
فقر و زیبایی شناسی
بیگله جیلان در فیلم «خواب زمستانی» از قول شخصیت آیدین میگوید مسئله فقر نیست، وقتی فقط سه عدد زیتون وجود دارد میتوان آنها را به شکلی زیبا در بشقاب چید و خورد یا اینکه از ته کیسه درآورد و خورد. فروید در تمدن و ملامتهای آن میگوید: تمدن با زیبایی گره خورده است با پاکیزگی و نظم. حالا پرسش این است آیا واقعاً فقر ضد زیبایی است؟ شاید یکی بتواند در عین نداری از تماشای رقص ابرها …
❤4👏2
Signed محبوبه موسوی(دمادم)
18 Jul 2026, 10:17 UTC88 views4 reactionsread 8 August 2026 Video
#قطار_خالی
#حیدو
❤2👍2
Signed محبوبه موسوی(دمادم)
13 Jul 2026, 17:29 UTC113 views5 reactionsread 8 August 2026 درباره گدا(الشحاذ)؛ اثر نجیب محفوظ
عبور از متن به زبان؛ یک خوانش ممکن:
در واقع ترجمه بیش از هر چیز کشف تاریخچهٔ معنایی لغت در زبان مبدأ است و یافتن معادل آن تاریخچه در زبان مقصد. «الشحاذ» نام اثری است که محمد دهقانی از مترجمین دقیق زبان عربی به «گدا» ترجمه کرده است. در جستجویی ساده به این نکته پی بردم که ترجمه این عنوان در انگلیسی نیز کم از «گدا»ی فارسی نبوده است: «The Beggar» که دقیقا معنای متکدی، ژندهپوش و طلبک…
❤3👍2
Signed محبوبه موسوی(دمادم)
12 Jul 2026, 08:04 UTC122 views5 reactionsread 8 August 2026 «فکرکرد پدر آشغالی است که قابل بازیافت هم نیست، باید جایی دفنش میکرد حتی حالا که کلاً کس دیگری شده بود و درس میداد و حلقه داشت. بدبختی این بود که هرجا دفنش میکرد با کوچکترین حادثهای سر و کلهاش پیدا میشد و مینشست روبهروی آیدا. درست مثل آن روز که دایی او را خرکش آورده بود کنار تختش و از جایش جنب نمیخورد و مدام انگشتهایش را درهم حلقه میکرد و باز میکرد.
- من دارم میرم خونه استراحت کنم. به چیزی که بهت گفتم…
❤5
Signed محبوبه موسوی(دمادم)
9 Jul 2026, 11:00 UTC128 views6 reactionsread 8 August 2026 Photo
مینگرد به برهوت دود:
"آسمان چه خالی است از پرنده"
خیال خواب این جگوار جا مانده زیر پوست اما،
هر شب میدود در فراخ دشتهای آفریقا
و
شکار است که از او میگریزد.
پاییز ۴۰۴
t.me/damadamm
❤4👍2
Signed محبوبه موسوی(دمادم)
6 Jul 2026, 20:42 UTC107 views4 reactionsread 8 August 2026 Photo
"انگلیسی بخوانیم، فارسی بنویسیم"
تماس:
@Mimdamadamm
❤3👍1
Signed محبوبه موسوی(دمادم)
4 Jul 2026, 10:47 UTC159 views13 reactionsread 8 August 2026 "از جملۀ رفتگانِ این راهِ دراز
بازآمدهای کو که به ما گوید راز؟
هان بر سر این دو راهه از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمیآیی باز"
دلم برایت تنگ میشود شهرنوش، شهرنوش پارسیپور که میدانم حیات را تا آخرین جرعه سر کشیدی و یک قطرهاش را هم حرام نکردی. تسلیت به طوبی، مونس و زنهای همه قصههایت، به ما که این روزها تو را با صدا و تصویرت هم کنار خود داشتیم. هر کتابت یادی است از روزگاری که از سر گذراندهایم.
#شهرنوش_پارسیپور
t…
❤10👍3
Signed محبوبه موسوی(دمادم)
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @damadamm. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.