4 Aug 2026, 19:37 UTC66 views3 reactionsread 6 August 2026 تا بهار آمد ، گلستان را خزان از ما گرفت
شاپرک از غصه دق کرد و ره صحرا گرفت
رنگ شادی رخت بست و غم میان کوچه ها
طبل تو خالی زد و از غنچه ها جان را گرفت
از گل خورشید کی روید گلی در بوستان ؟
تا که باغ از باغبان گرگی شبی یک جا گرفت
در قفس پرواز مُرد و زندگی بردار شد
بال بر خنجر زد و جان از تن دنیا گرفت
شور بر دل می زند هر شب صدای انفجار
زندگی از جان ما دزدید و غم مأوا گرفت
لرزهٔ بم هم ندارد طاقت پس لرزه ها
آسم…
❤3
Posted without readable text
4 Aug 2026, 19:31 UTC60 views5 reactionsread 6 August 2026 ساده از دست ندادم دلِ پر مشغله را
تا تو خندیدی و مجبور شدم مساله را...!
من "برادر" شده بودم و "برادر" باید
وقت دیدار، رعایت بکند "فاصله" را
دهه ی شصتی دیوانه ی یکبار عاشق
خواست تا خرج کند این کوپن باطله را
عشق! آن هم وسط نفرت و باروت و تفنگ
دانه انداخت و از شرم ندیدم تله را
و تو خندیدی و از خاطره ها جا ماندم
با تو برگشتم و مجبور شدم قافله را...!
عشق گاهی سبب گم شدن خاطره هاست
خواستم باز کنم با تو سر این گِله را…
❤3🔥2
4 Aug 2026, 19:31 UTC53 views4 reactionsread 6 August 2026 من را به گناهی که "نگاه تو" درآن بود
بردند سر دار و تو انگار نه انگار !
جان می کنم و محو تماشایی و هر روز...
این حادثه تکرار و تو انگار نه انگار!
دل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست
روی دلم آوار و تو انگار نه انگار!
اوج غم این قصه در این شعر همین جاست:
من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار!
بی مرگ نشد لایق چشمان تو باشم
حالا شدم انگار و تو انگار نه انگار!
با عشق تو میمانم و میمیرم اگر چه
من میشوم آزار و تو انگار …
❤2🔥2
4 Aug 2026, 19:30 UTC51 views4 reactionsread 6 August 2026 بعد از آن سرمای سرسخت نفسگیر آمدی
از شب اندوهگین و سرد تقدیر آمدی
رفتنت هرچند طعم شوکران و مرگ داشت
با لبی شیرینتر از لبخند انجیر آمدی
گاه با ناز و نیاز و گاه با خشم و عتاب
واژهٔ «عشقی» که با صدگونه تعبیر آمدی
مثل معشوق بلند آوازهٔ شعر دری
از جهان رازآلود اساطیر آمدی
از جوانی هیچ یادم نیست جز آن عشق تلخ
عشق تلخ بیسرانجامم! چرا پیر آمدی؟
من به «تنهایی» به این همخانه عادت کردهام
«آمدی جانم به قربانت...» ولی دی…
❤2🔥2
4 Aug 2026, 19:30 UTC46 views4 reactionsread 6 August 2026 میشود یک دو سه خط شعر شوی بر لب من
باشی آن ماه دمیده به هوای شب من
بغلی دانه بیاور بشوم باغچهِ تو
میشود بوسه بکاری به میان لب من
من و تو آتش و آبیم و دو تا ناجی هم
میشود آب شوی روی دمای تب من
طالع عشق بلندست و ندارم دستی
کاش در سایهی آن طالع رَود کوکب من
باید از گُردهی عقلم دل و پائین آورد
تا شود بار دگر عشق فقط مرکب من
خبرت هست که از زخمی که روحم دیده
کاسهی خون شده غیر از جگرم غبغب من
میرساند به تو من ر…
❤2🔥2
4 Aug 2026, 19:29 UTC52 views4 reactionsread 6 August 2026 مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت
مرا باران صلا دِه تا ببارم بر عطشهایت
مرا اندوه بشناس و کمک کن تا بیامیزم
مثال سرنوشتم با سرشت چشم زیبایت
مرا رودی بدان و یاریام کن تا درآویزم
به شوق جذبهوارت تا فروریزم به دریایت
کمک کن یک شبح باشم مهآلود و گماندرگم
کنار سایهی قندیلها در غار رؤیایت
خیالی، وعدهای، وهمی، امیدی، مژدهای، یادی
به هر نامی که خوش داری تو بارم ده به دنیایت
اگر باید زنی همچون زنان قصهها باشی
ن…
❤2🔥2
4 Aug 2026, 19:28 UTC57 views3 reactionsread 6 August 2026 لامروّت! شانههایت درد بیپایان کیست؟
چشمهای لوطیات در خلوت دکّان کیست؟
ﭘُﺮﺳﺸﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ میدانی ﻭ ﭘﻨﻬﺎﻥ میکنی
ﺑﺮ ﺗﻨﺖ ﻋﻄﺮِ ﺩﻭﺳﯿﺐ ﺍﺯ ﻣَﺤﻔﻞِ ﻗﻠﯿﺎﻥ ﮐﯿﺴﺖ؟
ﺑﻮﺳﻪٔ ﺁﻏﺸﺘﻪﺍﺕ ﺩﺳﺖِ ﮐﻪ ﺭﺍ ﻟَﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ؟
ﺭَﺩِ ﭘﺎﯼِ کوچکت ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺮ ﺍﯾﻮﺍﻥِ ﮐﯿﺴﺖ؟
ﭼﺎﯾﯽِ ﭘُﺮ ﺭﻧﮓِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﺕ اﺳﺖ؟
ﺣﺎﻝ ﻟﯿﻮﺍﻥِ ﺷﺮﺍﺑﺖ، ﺟُﻔﺖ ﺑﺎ ﻟﯿﻮﺍﻥِ ﮐﯿﺴﺖ؟
.
ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ، ﻫَﺬﯾﺎﻥِ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﺳﻢِ ﺗﻮﺳﺖ
ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺑﻬﺎﯼ ﺑﯽﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥِ ﮐﯿﺴﺖ؟
ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﯾﮏ ﺷﺮﻭﻉِ ﺗﺎﺯﻩ میخوا…
❤2🔥1
26 Jul 2026, 13:58 UTC179 views9 reactionsread 6 August 2026 کاش از رفتن تو شهر خبردار شود
یک نفر محض خدا مانع این کار شود
کاش می امد و از خشت دلم بر می داشت
بر سر راه تو می چید ، که دیوار شود
کاش می گفت که این دلهره ی رفتن تو
همگی خواب و خیال است ، که انکار شود
کاش کنعانی من بار دگر بر می گشت
همه را پس زده و رونق بازار شود
اه ای مرغ مهاجر همه در خواب خوشند
هیچ کس نیست در این شهر که بیدار شود
#وحید_قهرمانی
@dehkadeehsass
❤7👍1💯1
26 Jul 2026, 13:57 UTC160 views7 reactionsread 6 August 2026 امان از چشم زیبایت که از خود بیخودم کرده
که دل از کنترل خارج شده، احساس رم کرده
کجا این وقت دلتنگی؟ به این زودی نرو لطفاً
دلم با ذوق بسیاری برایت چای دم کرده
به دست آوردنت سخت است...اما ارزشش دارد
به دنبالت دلم هم مثل پاهایم ورم کرده
پس از صد بار تندی کردنت، یک بار خندیدی
تشکر!...چون دلت در حق این عاشق کَرَم کرده
از آزارت نمیرنجم که تا بوده همین بوده
همیشه خان به رعیتهای خود، ظلم و ستم کرده
فقط چشم تو آرامم …
❤6🔥1
26 Jul 2026, 13:57 UTC132 views7 reactionsread 6 August 2026 برای چشم من نوری برای سینه ام آهی
عمیقی مثل دلتنگی شبیه عشق کوتاهی
خودم با بیقراریهای هر شب میشوم همراه
حواسم طبق عادت با خیالت میشود راهی
زمین خوردم، شکستم، جمع کردم تکههایم را
برای لحظهای که تکیهگاهی امن میخواهی
کسی که عمقِ دریا را بداند، غرق خواهد شد
چه چیزی داشت این دنیا به غیر از رنجِ آگاهی
برای زندگی بعدی اما شعر خواهم شد
شنیدم از رفیقان شعر می خوانی هر از گاهی
نشد نامِ تو را در سینهام پنهان کنم، …
❤5💔2
26 Jul 2026, 13:57 UTC118 views5 reactionsread 6 August 2026 دل چه خوردهست عجب دوش که من مخمورم
یا نمکدان کی دیدهست که من در شورم
هر چه امروز بریزم شکنم تاوان نیست
هر چه امروز بگویم بکنم معذورم
بوی جان هر نفسی از لب من میآید
تا شکایت نکند جان که ز جانان دورم
گر نهی تو لب خود بر لب من مست شوی
آزمون کن که نه کمتر ز می انگورم
ساقیا آب درانداز مرا تا گردن
زانک اندیشه چو زنبور بود من عورم
شب گه خواب از این خرقه برون میآیم
صبح بیدار شوم باز در او محشورم
هین که دجال بیامد ب…
❤4🔥1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @dehkadeehsass. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.