5 Aug 2026, 13:42 UTC42 views2 reactionsread 7 August 2026 Photo
@gardoonesher2
ما
روزی از دو فصلِ دور بههم میرسیم،
تو فکر میکنی اشکِ شوق است بر گونههایم
من اما آن روز هم
بهجای تمامِ پدرمردههای جهان گریه میکنم
تا یادت بیاورم چند سال است رفتهای،
بیآنکه پشتسرت را نگاه کرده باشی
نگاه کردهای؟
دیدهای که چگونه آخرِ شبها گوشۀ آشپزخانه کِز میکنم؟
و فکر میکنم چند سال از آخرینباری که دیدمات گذشتهاست؟
و چند سال به دفعۀ بعدی که ببینمات ماندهاست؟
آیا دوباره تو را میبین…
❤1🕊1
27 Jul 2026, 10:46 UTC166 views2 reactionsread 7 August 2026 Photo
شعری منتشرنشده از احمد شاملو
@gardoonesher2
حمّالان پوچی
مرزهای دشوار تحمل را شکستند .
تکبیر برادران !
همسرایان وحدت
با حنجرههای بیاعتقادی
حماسههای ایمان خواندند .
تکبیر برادران !
کودکانِ شکوفه
افسانهی دوزخ را تجربه کردند .
تکبیر برادران !
ما با نگاه ناباور
فاجعه را تاب آوردهایم .
هیچکس برادر خطابمان نکرد .
و به تشجیعِ ما تکبیری برنیاورد .
تنهایی را تاب آوردهایم و خاموشی را
و در اعماق خاکستر
میتپیم .
…
❤1💔1
20 Jul 2026, 05:36 UTC105 viewsread 7 August 2026 Photo
«تا شکوفهات را بگویی»
[به: چهار جانفدای محیط زیست]
@gardoonesher2
باید پرندگانت بخوانند
شکوفهها و میوههات
زیبایی بیافرینند
برگها و شاخههات
سایهی مردمان و
لانه ی پرندگان باشند
بلوط!
جانم را میدهم
تا حرف بزنی
تبر باشد یا اَرّه
یا آتش
جانم را میدهم
تا حرفت را بزنی
تا شکوفهات را بگویی
تا ریشهات را
که ما امروز چهار نفر بودیم
که ما جانمان را دادیم
بلوطم!
امروز آتش
مانع بود
امروز
ما چهار نفر بودیم.
@gardoon…
19 Jul 2026, 04:03 UTC73 views1 reactionsread 7 August 2026 Photo
دریا را بغل می کنم
برای تو می آورم
تا بنشینی و تماشا کنی
قایقرانان را و خدایان آبزی را که سر از آب بیرون می آورند
تو که پاهایت را از دست داده ایی .
هواپیما را به نخی می بندم
و به خانه ات می کشم
تا بنشینی و از پنجره اش دنیا را ببینی
اما مخواه که معنی واژه ها را بدانم
دنیا در مهی ناشناخته فرو رفته است
پوشیده در مخمل راز ها و کنایه ها
و جز مستی شامگاهی
هیچ چیز معنایی ندارد .
@gardoonesher2
📚رقص با گذرنامهُ جعلی
#ش…
👏1
11 Jul 2026, 04:11 UTC96 views1 reactionsread 7 August 2026 Photo
دوستات دارم با آگاهی هراسانگیزی
که به خوبی میداند که سرانجام،
تو ویرانی من خواهی بود و با این همه،
به سوی تو پیش میآیم.
چونان کسی که با ارادهیی راسخ و سری برافراشته
به سوی هلاکتِ خویش میرود.
@gardoonesher2
#غسان_کنفانی [شاعر فلسطینی]*
ترجمه:
#مریم_آذرسان
*خواندن یک مقاله در پینوشتها👇👇
#گردون_شعر
💔1
23 Jun 2026, 04:45 UTC132 views3 reactionsread 7 August 2026 Photo
در چشمهای او هزاران درخت قهوه بود
که بیخوابی مرا
تعبیر مینمود
باران بود
که میبارید
و وی بود
که سخن میگفت
و من بود
که میشنود
آوای لیمویی لیمویی لیموییش را
وی میگفت:
قلبهای خود را باید عشق بیاموزی
و من میگفت:
عشق غولی ست
که در شیشه
نمیگنجد
***
باران بود
که بند آمده بود
و در بود
که باز مانده بود
و وی بود
که رفته بود
@gardoonesher2
📚قرمزتر از سفید
#…
💯2👏1
21 Jun 2026, 04:57 UTC115 viewsread 7 August 2026 Photo
"تحلیلِ حلاوتِ مرگ"
@gardoonesher2
دیگر کسی را به یاد نمیآورم،
گاهی فقط جنازهٔ خستهٔ خود را
به سختی
از این شانه به آن شانه
جا به جا میکنم.
آخر این چه روزگاریست
که حروف از کنار آمدن
با هر کلمهای
احتیاط میکنند.
حالا متوجه میشوی…
آدمی چرا از آدمی
هراسان است؟!
وقتی که شب
با هزار دست تاریک
تکانم میدهد: بیدار شو !
من چطور به روشناییِ لرزانِ این شمعِ مُرده
اعتماد کنم!؟
تنهایی
تنهایی
تنها… تنهایی خوب است،
هر چند…
10 Jun 2026, 15:35 UTC135 views3 reactionsread 7 August 2026 "مختاری"
@gardoonesher2
تعلقِ منی در بثوراتِ جلدی؛
بخیههای خوشنشین در احوالات پوستیْ وریدیِ من،
خونِ من
اندامِ من
شاهرگَم وقت بریدن؛
تفرجگاهِ تیغ بر سلامتِ روان
گاهِ ریختن بر زمین قونیه؛
بلخِ تن در دلایل ناسوتیام
و من؛ مضرابی در مناظرهی دو دیوار،
دو دریچه، دو خیابان
دو شهر، دو بارو، دو بازوی کبود
در مشاجرهی نیمروزی
آمدهام که دوبارهات را باز بجویم،
بازگو کنم تو را در دهانِ نیمهبرهنهی دریچه
باد میوز…
👌1💔1💯1
1 Jun 2026, 02:10 UTC134 views3 reactionsread 7 August 2026 "آیههای زمینی"
@gardoonesher2
آن گاه
خورشید سرد شد
و برکت از زمین ها رفت
و سبزه ها به صحراها خشکیدند
و ماهیان به دریاها خشکیدند
و خاک مردگانش را
زان پس به خود نپذیرفت
شب در تمام پنجره های پریده رنگ
مانند یک تصوّر مشکوک
پیوسته در تراکم و طغیان بود
و راه ها ادامهٔ خود را
در تیرگی رها کردند
دیگر کسی به عشق نیندیشید
دیگر کسی به فتح نیندیشید
و هیچ کس
دیگر به هیچ چیز نیندیشید
در غارهای تنهایی
بیهودگی ب…
❤1👌1👍1
28 May 2026, 10:27 UTC134 views1 reactionsread 7 August 2026 تو مرا به عدمِ رعایت بیطرفی در
شعرهایم محکوم کردی
خوب، من هرگز در طولِ زندگیام آدمِ بیطرفی نبودهام
همیشه جانبدار بودم و سیاستهای دوپهلو داشتم
همیشه در مقابلِ نژادپرستی طرفدارِ سیاهپوستها بودهام
در مقابلِ اشغالگران طرفدارِ مقاومت
در مقابلِ ارتش طرفدارِ میلیشیا
من در مقابلِ سفیدپوستها طرفِ سرخپوستها را میگیرم
در مقابلِ نازیها طرفِ یهودیها را
در مقابلِ اسراییلیها طرفِ فلسطینیها را
در مقابلِ نئونازی…
💔1
26 May 2026, 03:39 UTC129 views1 reactionsread 7 August 2026 Photo
"ریشه های ما به آب، شاخه های ما به آفتاب می رسد ما دوباره سبز می شویم!"
@gardoonesher2
ای درخت آشنا
شاخه های خویش را
ناگهان کجا
جا گذاشتی؟
یا به قول خواهرم فروغ:
دست های خویش را
در کدام باغچه
عاشقانه کاشتی؟
این قرارداد
تا ابد میان ما
برقرار باد:
چشم های من به جای دست های تو!
من به دست تو
آب می دهم
تو به چشم من
آبرو بده!
من به چشم های بی قرار تو
قول می دهم:
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز…
💔1
25 May 2026, 08:53 UTC115 viewsread 7 August 2026 تو از ناتوانی آمدن بگو
من از ناتوانی رفتن بگویم
چشمم نه
دلم جا مانده است
خستهام، نه از انتظار
بلکه از دلتنگی
میگویند
عشق راهیست در برزخ
آن که رفت بازنگشت.
@gardoonesher2
#ناظم_حکمت
ترجمه:
#رها_جعفری
#گردون_شعر
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @gardoonesher2. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.