9 Aug 2026, 05:26 UTC126 views4 reactionsread 10 August 2026 شما آدمها. با آن سکوت تحقیرآمیزتان من را راندید. درست در برههای که پُرشورترین احساساتم را نثارتان میکردم، جواب اشتیاقم را با آزار دادید و تا آخر عمر رنجیدهخاطرم کردید. حالا من مسلماً حق دارم بین شما و خودم دیوار بکشم.
📚نازنین
✍🏼داستایفسکی
🪴۱۴۰۵/۵/۱۸
👌3👍1
7 Aug 2026, 08:10 UTC115 views5 reactionsread 10 August 2026 پاتریک گفت: «اگه سمت چپو نگاه کنی
هر چی سمت راسته از دست میدی»
در وهله اول انگار باز از اون جملات خنگولانه پاتریک هست، اما برعکس از اون لحظات ناب خردورزانه پاتریک بود.
«یک لحظه تامل...»
🪴۱۴۰۵/۵/۱۶
👍5
3 Jun 2026, 08:44 UTC313 views3 reactionsread 10 August 2026 * [آتش ] به جانِ تو میاندازند،
و داستان را از آنجا که [دود ] از تو بلند شد؛
برای دیگران تعریف میکنند.
*
«آلبر کامو»
🪴۱۴۰۵/۳/۱۳
🔥3
1 Jun 2026, 06:58 UTC172 views2 reactionsread 10 August 2026 روزهای سخت آمدند
روزهای سختتر از سخت نیز
هیچ اثری نماند برجا
جز «سیلی واقعیت»
🪴۱۴۰۵/۳/۱۱
👌2
18 Feb 2026, 18:27 UTC358 views4 reactionsread 10 August 2026 تهش میرسیم به حرف نزار قبانی:
به اندازهای که دوستت دارد تو را میبیند، تلاش بیهوده نکن..!
🪴۱۴۰۴/۱۱/۲۹
❤🔥4
4 Feb 2026, 09:10 UTC477 views4 reactionsread 10 August 2026 هنوز در جهان پرآشوب هستند انسانهایی چون گلهای خودرو در میانه برف «نوید بخش و روشنا بخش»
و امروزم چه شگفتانه روزی شد 😍
🪴۱۴۰۴/۱۱/۱۵
❤4
1 Feb 2026, 13:09 UTC583 views4 reactionsread 10 August 2026 ساموئل بکت میگه:«نمیتوان نوشت اما باید نوشت؛ نمیتوان ادامه داد اما باید ادامه داد.»
دست «قلم» را گرفتم
تا با هم باقی «عمر» را ادامه دهیم.
🪴 ۱۴۰۴/۱۱/۱۲
❤3🕊1
28 Jan 2026, 15:21 UTC504 views5 reactionsread 10 August 2026 قلمم بر دوش پرستوها به کوچ زمستانی رفت
و من ماندم و کاغذی که لای سفیدی برف گم شد
و من ماندم و حنجرهای پر از آواز که از سرما یخ زد
و من ماندم و چشمانی اشکبار که از بُهت روزگار وا ماندند
و من ماندم و.....
🪴 ۱۴۰۴/۱۱/۸
❤🔥5
16 Dec 2025, 08:03 UTC585 views6 reactionsread 10 August 2026 موتیف این روزهایم «دست خودم را نیز رها کردم»
چندی با این بیگانگی باید گذراند.
🪴 ۱۴۰۴/۹/۲۵
❤4🕊2
13 Dec 2025, 03:25 UTC476 views6 reactionsread 10 August 2026 بسیار روزهاست که در پی روزها و شبها سرگردانم
هیچ نیافتم...
آنقدر در این حیرانی و ناپیدایی گرم جستجو بودم، ناگه خودم را نیز گم کردم
اکنون روی تخته سنگ زمان آرام نشستهام و فقط نظاره میکنم...
🪴۱۴۰۴/۹/۲۲
❤4😎2
26 Nov 2025, 05:52 UTC542 views8 reactionsread 10 August 2026 هر داستانی در حوالی شخصیتی شکل میگیرد
هر روز داستانی در شُرف وقوع است.
و داستان هرروز من در حوالی «چشمان تو» رقم میخورد.
🪴 ۱۴۰۴/۹/۵
🥰5❤3
18 Nov 2025, 20:07 UTC610 views8 reactionsread 10 August 2026 «رضا چمبر» نویسنده جوانی که همیشه قلمش در بحر واژهها مثل یک کشتی اقیانوسپیما در حال کشف و پیشرویست، در کانالش متن جالب و تامل برانگیزی به اشتراک گذاشت...
«نگفتونگو *
تنها نشسته بود. نشستم کنارش. دست دادیم. چیزی نگفتم. چیزی نگفت. باهم دو سه دقیقه سکوت کردیم. و بعد...»
نمیدانی چقدر در رویاهایم اینگونه سکوت را با تو تجربه کردهام
نمیدانی چقدر مشتاقم اینگونه سکوت را در زندگی با تو تجربه کنم.
*عنوان متنی در …
👏4❤3👎1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @golvazhee. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.