23 Sept 2025, 07:42 UTC501 views2 reactionsread 2 October 2026 ✅ حکایت ایران
▪️فصل ۱: ایران افسانهای
▫️قسمت ۱: از گل و آتش – آغاز انسان و پادشاهی (کیومرث تا جمشید)
▫️قسمت ۲: قیام و رهایی – ضحاک، کاوه، فریدون
▫️قسمت ۳: نبرد قهرمانان – از زال تا سیاوش
▪️فصل ۲: ایرانِ تاریخی – از مادها تا هخامنشیان
▫️قسمت ۱: از کوه تا تخت – داستان مادها و آغاز امپراتوری کوروش کبیر
▫️تختجمشید میسوزد – از اوج هخامنشیان تا اسکندر مقدونی
پس از شکوه کوروش و داریوش
امپراتوری هخامنشی، پس از داریوش و…
❤2
23 Sept 2025, 07:42 UTC438 views3 reactionsread 2 October 2026 ✅ حکایت آغاز تباهی
آورده اند که نوشیروان عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آرد. نوشیروان گفت: نمک به قیمت بِسِتان تا رسمی نشود و دِه خراب نگردد. گفتند ازین قدر چه خلل آید؟ گفت: بنیاد ظلم در جهان اول اندکی بوده است هرکه آمد بر او مزیدی کرد تا بدین غایت رسیده.
اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبى
برآورند غلامان او درخت از بیخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد
زنند لشکریانش هزار مرغ به س…
❤2👏1
23 Sept 2025, 07:42 UTC407 views2 reactionsread 2 October 2026 ✅ حکایت قباد یکم ساسانی
در اواخر سده پنجم میلادی، قباد یکم، شاهنشاه ساسانی، بر تخت ایرانزمین نشسته بود. او جوانی باهوش و جسور بود و از اندیشههای مزدک حمایت میکرد.
مزدک یک مصلح اجتماعی و دینی بود که میگفت باید زمین و ثروت عادلانه میان مردم تقسیم شود و از شکمبارگی اشراف و موبدان (روحانیان زرتشتی) کاسته گردد.
این حرفها، که برای مردم فقیر امیدبخش بود، برای اشراف و موبدان تهدیدی بزرگ به شمار میرفت. آنها نقشه کشی…
❤2
23 Sept 2025, 07:41 UTC333 views2 reactionsread 2 October 2026 ✅ حکایت قتل آغامحمدخان قاجار
در ایام محاصره قره باغ، مقداری خربزه برای شاه آورده بودند که تحویل آبدار خود نموده و امر داده بود که هر وعده مثلا نصف یک خربزه را که به گنجایش یک ظرف میشود، در سفره غذای او بگذارند.
خربزهها زودتر از حسابی که شاه داشته است تمام میشود. شاه تاریخ روز آوردن خربزهها و اینکه چند دانه آن به مصرف رسیده و چند دانه آن باید باقی مانده باشد دقیقا تعیین و از آبدار باقیمانده را مطالبه میکند.
آ…
❤1😈1
23 Sept 2025, 07:40 UTC319 views2 reactionsread 2 October 2026 ✅ بهشتِ وعده، دوزخِ نقد
قومی ز پی مذهب و دین میسوزند
قومی ز برای حور عین میسوزند
من شاهد و می دارم و باغی چو بهشت
ویشان همه در حسرت این میسوزند
📚 دیوان اشعار عبید زاکانی
✳️ @hekayate_irani
👏2
23 Sept 2025, 07:40 UTC322 views2 reactionsread 2 October 2026 ✅ حکایت ارج معلم در نزد رضاشاه
با دکترای حقوق با درجه ستوان سومی در ارتش خدمت میکردم. روزی خبردار ایستاده بودم. سرلشگر شقاقی گفت تو حقوق خواندی؟
گفتم بله.
گفت دکتر در حقوق هستی؟
گفتم بله.
گفت اعلیحضرت دستور دادند یک کلاس عالی قضایی در دانشکده افسری جهت افسران ارشد و امرای ارتش گذاشته شود و ما فکر کردیم تو بروی در این کلاس درس بدهی.
گفتم هر طور امر بفرمایید تیمسار.
یک هفتهای گذشت و دو مرتبه مرا خواست. گفت انتخاب …
❤2
23 Sept 2025, 07:39 UTC301 views2 reactionsread 2 October 2026 ✅ حکایت قتل قائم مقام فراهانی از زبان سفیر انگلیس
قائم مقام فراهانی تنها ایرانی وطن پرستی بود که نتوانسته بودیم او را بخریم، هر رشوه ای که بدو میدادیم میگرفت اما آنرا به شاه میداد.
سرانجام نامهای به دولت عالیه انگلیس نوشتم و برای کُشتن ایشان درخواست پول کردم.
پس از این که پول فرستاده شد، شبانه به خانه امام جمعه تهران رفتم و مقداری را به او و مقداری را هم جهت عواملش بدو دادم و گفتم باید که وی را تکفیر کنند.
فردا…
❤2
23 Sept 2025, 07:39 UTC273 views2 reactionsread 2 October 2026 ✅ حکایت اندازهٔ زندگی
کبوتر را گفتند چونست که تو دو بچه بیش برنیاری و چون مرغ خانگی بر بیشتر از آن قدرت نداری؟
گفت: بچه کبوتر غذا از حوصله مادر و پدر می خورد و چوژه* مرغ خانگی از مزبله بر هر راهگذر، از یک حوصله غذای دو بچه بیش نتوان داد و از نیم مزبله در روزی هزار چوژه توان گشاد.
خواهی که شوی حلال روزی
همخانه مکن عیال بسیار
دانی که درین سراچه تنگ
حاصل نشود حلال بسیار
* چوژه: جوجهی کوچک
📚بهارستان - جامی
✳️ @hek…
❤1👏1
23 Sept 2025, 07:38 UTC274 views4 reactionsread 2 October 2026 Photo
به عنوان فردی دلسوز و به عنوان رئیس مملکت به آموزگاران، دبیران و استادان دانشگاه میگویم که به هیچ کسی نمره اضافه ندهند، به هیچ کسی ورقه قبولی بی جهت ندهند، این یک نوع خیانت است به آینده مملکت، به کسانیکه درس میخوانند میگویم سعی کنید با تمام وجودتان مطلب را فرا گیرید.
صرفاً داشتن یک ورقه کاغذ به عنوان مدرک، نه هنر است و نه افتخاری دارد اگر مایه تحصیلی سست و کم باشد.
💬 محمدرضا شاه پهلوی
✳️ @hekayate_irani
👍2❤1🫡1
3 Aug 2025, 08:05 UTC400 views2 reactionsread 2 October 2026 ✅ حکایت ایران
▪️فصل ۱: ایران افسانهای
▫️قسمت ۱: از گل و آتش – آغاز انسان و پادشاهی (کیومرث تا جمشید)
▫️قسمت ۲: قیام و رهایی – ضحاک، کاوه، فریدون
▫️قسمت ۳: نبرد قهرمانان – از زال تا سیاوش
▪️فصل ۲: ایرانِ تاریخی – از مادها تا هخامنشیان
▫️قسمت ۱: از کوه تا تخت – داستان مادها و آغاز امپراتوری کوروش کبیر
وقتی ایران، هنوز نامی نبود
پیش از آنکه نام «ایران» جهان را در خود بگیرد، اقوام گوناگون بر فلات پهناور ایران میزیست…
❤2
3 Aug 2025, 08:04 UTC340 viewsread 2 October 2026 ✅ حکایت ناصرالدین شاه و مرغ خر
رفتیم باغ دوشانتپه. لب استخر ته باغ، سر بالا کردیم دیدیم یک قرهغاز و یک مرغابی سفید و سیاه اینجا هست.
تفنگ خواستیم تفنگ ما حاضر نبود. اکبرخان گفت تفنگ من حاضر است. عبدالحمیدخانِ طالش را فرستادیم تفنگ را بیاورد.
نیمساعت آنجا معطل شدیم تا تفنگ را آورد؛ تا تفنگ را دست گرفتیم مرغابی پرید؛ یک تیر انداختیم نخورد و با اینکه تفنگ انداختیم و پیشخدمتها بودند، های و هویی شد.
باز قرهغاز ر…
3 Aug 2025, 08:04 UTC318 viewsread 2 October 2026 ✅ حکایت به قدرت رسیدن ضحاک و سقوط جمشید
ضحاک، شاهزادهای از قوم تازی، در جوانی فریب اهریمن را خورد و به نیرنگ او، پدرش را در چاهی افکند و خود بر تخت پادشاهی نشست. پدر ضحاک، مرداس، مردی نیک و دادگر بود که از خدای جهاندار میترسید و شاه دشت نیزهوران بود؛ قلمرو او در منطقهای قرار داشت که امروزه بخشی از سوریه است و همزمان با پادشاهی جمشید در ایران بود.
اهریمن پس از تاجگذاری، در هیأت جوانی خوشسخن نزد ضحاک آمد، با …
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @hekayate_irani. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.