9 Aug 2026, 20:57 UTC5 views3 reactionsread 9 August 2026 گزارش نیک امروز
سالواژه «پستاندار درون»
صفحات صبحگاهی را نوشتم. خواب دیدم میخواهم یک سوئیت مجردی برای خودم بسازم. آخ که چه خوب میشد اگر میساختم.
به کانال بچهها سر زدم و کلی لذت بردم.
کلی آهنگ گوش دادم برای تمرین ترانهنویسیِ دورهی شعر
وبینار نویسندهساز را بودم.
آقای کلانتری کلی شعر از بیژن جلالی خواند. بعد ادامه نویسی داشتیم با این عبارت: «درد من این است که».
راستی درد من چیست؟ درد این روزها بیشترش مشترک…
❤3
8 Aug 2026, 20:35 UTC7 views1 reactionsread 9 August 2026 مرز حمایت و عشق
دست میکشم روی سرم و حس میکنم...
وقتی قرار شد ادامهی این جمله را با هم در وبینار نویسندهساز بنویسیم، اولین تصویری که به ذهنم رسید دستهای مردانهی بزرگی بود که سر کودک یتیمی را نوازش میکرد؛ تصویری پرتکرار در قاب تلویزیون.
همانجا ذهنم درگیر سوالی شد: تفاوت «دست کشیدن روی سر» با «نوازش کردن سر» دقیقاً چیست؟
به نظرم «نوازش» عطر نزدیکی، عشق و گرمی عاطفه را تداعی میکند.
اما «دست کشیدن» بوی حمایت،…
❤1
7 Aug 2026, 22:01 UTC9 views3 reactionsread 9 August 2026 ترمز دستی
امروزم میخواست بدون خواندن و نوشتن سپری شود. ولی نشد. همین که الان دارم مینویسم و قبل از آن دو خط در گزارش نیک نوشتم یعنی امروز نوشتم. بیست صفحه کتاب هم خواندم. دو تجربهی جدید هم داشتم که برایم مفید بود. این روزها سعی میکنم کمی نرمتر از گذشته با مسائل برخورد کنم. این که اگر از کسی دلخوری دارم اول در دفترم بنویسم. خیلی وقتها نوشتن نقش ترمز دستی را برایم دارد.
وقتی در زمان ناراحتی به خودم وعده میدهم …
❤3
6 Aug 2026, 21:13 UTC9 views2 reactionsread 9 August 2026 اختلال
جوّ را خاموش کرد
پارازیتهای شبِ
لالِ قصهگو
مهناز روئینتن
#یادداشت_روز
#پاره_شعر
@mahnaz_roointan
❤2
5 Aug 2026, 20:41 UTC13 views2 reactionsread 9 August 2026 زیر سمِ ترند
امروز هم با آدمهای جدید آشنا شدم. مهربان بودند و خودمانی.
یکی از آنها زنی بود سرپرست خانواده که لباسهای سنتی را با چرخ گلدوزی میکرد.
«سنتی». مردم هر شهری بر سنتهایشان تعصب دارند و به آن میبالند.
در فرهنگ جنوب و بخصوص بندرعباس خانمها به لباسهای سنتی علاقهی خاص و ویژهای دارند. این سنت با پیکر زن بندری عجین است و جداناشدنی.
من هم یک «زن بندری» هستم، که از کودکی لباس سنتی پوشیده و هنوز نیز می…
❤2
4 Aug 2026, 20:48 UTC19 views4 reactionsread 9 August 2026 گزارش نیک امروز
سالواژه «پستاندار درون»
صفحات صبحگاهی را نوشتم.
کتاب بازی موقعیت را تمام کردم. انتخاب سالواژهام از این کتاب است که بسی دوستش دارم. به گمانم اولین کتابی بود که بیشترین هایلایت را برایم داشت. خطبهخطش را دوست داشتم. دانستن از مغز پستاندار و تفکر و دفاع آن، باعث شد که در رفتار روزمرهام دقیق شوم و بازی پستانداریام را بهتر بشناسم.
نویسنده ساز را بودم. آزاد نویسی داشتیم این بار با این جملهها: «هی…
❤3👏1
3 Aug 2026, 20:41 UTC17 views1 reactionsread 9 August 2026 ببخشید
ببخشید که مُردم
معنای سکوتت
ماندن بود؟
مهناز روئینتن
#یادداشت_روز
#پاره_شعر
@mahnaz_roointan
❤1
2 Aug 2026, 21:55 UTC17 views1 reactionsread 9 August 2026 قصههای کهنهی تکراری
یک هفته بعد، شغل رؤیاییاش را پیدا میکند! تا چند ساعت حس فوقالعادهای دارد، اما در کمال تعجب حس خوبش خیلی زود به ترس تبدیل میشود. عجیب است، تصور میکرد اگر آشپز شود، تا ابد خوشبخت و شاد میماند، حالا مدام نگران است که مبادا اشتباهی بکند. خود را تصور میکند که همه کاری را درست انجام میدهد و سرآشپز میشود، اما این فقط ترس از خرابکاری و باختن همهچیز را افزایش میدهد.
پارهای از متن کتاب «بازی…
❤1
2 Aug 2026, 13:54 UTC17 views2 reactionsread 9 August 2026 زاویه
خوابیدهام
در میل به مایلیِ خورشید،
مرداد
مهناز روئینتن
#یادداشت_روز
#پاره_شعر
@mahnaz_roointan
❤1👏1
1 Aug 2026, 19:31 UTC24 views3 reactionsread 9 August 2026 بوووممم
باز خواب پهبادهای آمریکایی بود. این بار در یک متریام. درست بالای سرم همهمان را بازی میداد. نه میزدمان و نه دست از سرمان برمیداشت. هی میرفت و برمیگشت. کل محله و خانوادهام در پی پناهگاهی بودیم. آن کابوس لعنتی هم سرانجام پاگیر بیمارستانم کرده بود. انژوکت در دست با بقیه میدویدم. هر کداممان به سویی میرفتیم و یا یکجا دور هم جمع میشدیم. خانهها سقف نداشت و یا اگر سقف امنی پیدا میکردیم باز هم ناامید…
❤3
31 Jul 2026, 20:09 UTC25 views3 reactionsread 9 August 2026 نیشگون جامعه
این مدت آنقدر سرم شلوغ بوده و با آدمهای مختلف بحث و گفتوگو کردهام که برای یک سالم روابط اجتماعی ذخیره شده است. گفتوگو خوب است. به آدم حس «بودن» میدهد. اما من خانه ماندن را به اجتماع ترجیح میدهم. خانه گِلیست که گُلهای احساسم را میشکوفاند.
جامعه را هم دوست دارم. اما گزش «بهروز» بودنش درد دارد. ترند بودن خرج دارد و حوصلهای که من ندارم. وقت و انرژیام را میدزدد. من را از خودم میگیرد و عروسک …
❤3
29 Jul 2026, 08:04 UTC26 views4 reactionsread 9 August 2026 جزیره
نقشهی دریا شدم
شبی که پی جزیره شدن رفتی
مهناز روئینتن
#یادداشت_روز
#پاره_شعر
@mahnaz_roointan
❤4
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @mahnaz_roointan. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.