6 Aug 2026, 02:59 UTC7 views1 reactionsread 10 August 2026 Forwarded from @DrHossrinKaviani
https://t.me/DrHossrinKaviani
این لینک کانال، کانال رسمی فارسیِ دکتر حسین کاویانی، نویسندهٔ ایرانی، است و با هدف انتشار گزیدهای از نوشتهها، تجربهها، دیدگاهها و دیگر آثار فرهنگی و علمی ایشان راهاندازی شده است. همچنین مطالب و موضوعات دیگری که با رویکرد و محتوای این کانال همخوانی داشته باشند، در اینجا منتشر خواهند شد.
نسخهٔ انگلیسی این کانال نیز بهصورت موازی راهاندازی شده و اکنون از طریق نشانی زیر در دسترس است:…
❤1
1 Aug 2026, 16:39 UTC59 views1 reactionsread 10 August 2026 Voice message
خوانش شعر بر جای مانده
❤1
1 Aug 2026, 16:00 UTC72 views1 reactionsread 10 August 2026 Photo
بر جای مانده
دور می شد دور
و جای پاهایش بر جای مانده بود
در کوره راه برف
و گم می شد آن دورها در مه
و من ایستاده بودم و می لرزیدم و یخ زده بودم و خشکم زده بود و خشکیده بودم انکار آنجا و نگاه می کردم او را
که دور می شد دور
در کوره راه برف
و گم می شد آن دورها در مه،
و جای پاهایش،
که بر جای ماند ه بود.
کاظم موتابیان
https://t.me/mylastpoems
❤1
28 Jul 2026, 23:36 UTC28 viewsread 10 August 2026 چه قدر این شعر حکمت را دوست داشتم. نمی دانم شعر من جز کدام است، شاید هواپیمایی است که هنوز میان زمین و هوا معلق است.
28 Jul 2026, 23:35 UTC25 viewsread 10 August 2026 Forwarded from @lBOOKl
برادر !
کتابهایی را برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند؛
هواپیمایی به سلامت فرود میآید
جراح، لبخندزنان اتاق عمل را ترک میکند
پسر کور، بیناییاش را باز مییابد
عشاق، سرانجام یکدیگر را یافتند
عروسیای در پیش است
تشنگان به آب میرسند
و به نان و آزادی.
👤 #ناظم_حکمت
《📚 @lBOOKl 》
28 Jul 2026, 13:56 UTC128 views3 reactionsread 10 August 2026 Photo
واپسین دعوتنامه شاعر
بیا دوباره برویم،
برویم دیلمان ،
برویم کوه ابر
آن بالا
آن بالا بالاها
و دریای ابرهای سپید سپید مخملی در زیر پاهایمان
و خورشید در خون نشسته شفق ، پیشارویمان
و تو که بی خود می شوی
سرمست می شوی
غرق می شوی در آن وسعت بیکران، در بیکرانکی آن وسعت ،
و شادی لبخندی شیرین روی لب هایت که در عسل چشمهایت باز می تابد
و شنگول ملوس دختر بچه زیبای درونت فوران می کند، ظهور می کند باز.
و تو در بی خودی فریاد می کن…
❤3
28 Jul 2026, 04:37 UTC19 views1 reactionsread 10 August 2026 Voice message
Voice message, posted without a caption
❤1
3 Jun 2026, 21:49 UTC36 viewsread 10 August 2026 چهار سلام
ای یله در زیر نور خورشید رخشان بهاران،
من از قعر تاریکی می ایم
از دل تنهایی و سکوت،
از حاق محاق،
من از ژرفای سیاهی می ایم
تا به روشنایی سلام کنم.
از هراس و رگبار دهشت،
از دوزخ،
از ژرفای آتشی که زبانه می کشد در دل ها،
از پشته برآمده از کشته.
من از مرگ می آیم
تا به زندگی سلام کنم.
از بانگ بمب های مهیب، از غریوهای غریب، از پیکار بی نهیب، از دشمنی بی شکیب، از خون شتم زده بر دیوار،
من از نفرت می آیم تا ب…
28 May 2026, 17:33 UTC35 views2 reactionsread 10 August 2026 سلام ،
من از قلب ظلمت و سکوت، می ایم
از دل تنهایی و تاریکی،
از میانه خون و آوار،
من از جهنم می ایم،
از ژرفای آتشی که زبانه می کشد در دل ها،
از دلهره، از سقفی که بر سرها خراب می شود،
از پشته برآمده از کشته.
من از مرگ می آیم تا به زندگی سلام کنم.
از ظلمت، از هراس، از آیا فردا روزی دیگر است ایا؟
از صداهای مهیب، از غریوهای غریب، از پیکار تا ابد.
من از نفرت می آیم تا به
عشق سلام کنم.
از دوباره شکوفه ها را خواهیم دید ا…
❤2
27 May 2026, 19:39 UTC26 views1 reactionsread 10 August 2026 بر پنجمین ایستگاه زندگیم
و اینک من، بر پنجمین ایستگاه زندگی ام
و بلندای صخره سترگ شکوه و سنگ پیشارویم
و باد سرکش بی پروای آمده زاده انجماد و رهایی گردا گردم
و قله های سرکش برف و غرور،
نظاره گان ابرهای سیاه آبستن طوفان که از کمرگاهشان می گذرند،
مرا به خود می خوانند،
من، انسانی که زاده شدم تا به فراز روم،
و سالاسال در نخستین مرداب ایستگاه زندگیم
فرومانده بودم
و اکنون در پنجمین ایستگاه،
در کمی مانده تا پایان این راه،
…
❤1
27 May 2026, 19:38 UTC24 viewsread 10 August 2026 دیدهای باید سبب سوراخ کن
تاحجب را برکند از بیخ و بن
کی دهد آن دیده را بر هر عمی
که نبیند جز ضلالت جز دغا
که نبیند لطف حق در قهر او
که نبیند روی شاهد در سبو
که نبیند با فرودی هر فراز
که نبیند ناز او در هر نیاز
که نبیند گم شده پیدا شده
که نبیند راز را رسوا شده
راز عالم آن طلب دان در همه
زخم و مرهم را ببین در آن قمه
مهر او از حد خود بیرون شده
آفتاب را می نگر در خون شده
تو حجاب جان خویشی ای غمین
با خود و با خلق و خالق …
30 Jan 2026, 13:30 UTC215 views1 reactionsread 10 August 2026 Photo
چهل فصل
دیگر نمی خواهم ببینمت،
هرگز، هیچ وقت، هیچ جا، به هیچ شکل.
یعنی ماهی دو ساعت هم نه،
فقط پیاده روی در پارک،
با سلام و سکوت و لبخند
فقط گاهی قیقاج بروی و به هم بخوریم،
تصادفا بدون هیچ تعمدی، همین.
و راه برویم و گاهی هم درنگ کنیم و بهارها به شکوفه ها خیره شویم،
و تابستان ها از لابه لای شاخه های سبز گرد آلود درخت ها به شعاع درخشان خورشید نگاه کنیم،
و پاییزها به صدای خش خش برگ های خشکیده ای که زیر پاهایمان له می…
❤1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @mylastpoems. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.