Telegram RegisterThe public register of Telegram
Telegram profile photo for کانال عیارسنج 👸🏼من یک ملکه‌ام👸🏼نیلوفرلاری

Channel

کانال عیارسنج 👸🏼من یک ملکه‌ام👸🏼نیلوفرلاری

@niloofarlariauthor

On this record: Topic · Growth · Engagement · Posts · Citations · Cite this entry

478subscribers

+7 since we began measuring on 6 August 2026

Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.

Register entry

Telegram ID-1001190812176
TypeChannel
Username@niloofarlariauthor
CreatedBetween 1 March 2018 and 31 July 2021 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated.
First recorded6 August 2026
Last confirmed live18 September 2026
Measurements held7
Confirmed unchanged1 time, most recently 18 September 2026
On Telegramt.me/niloofarlariauthor

Topic

Literature — a classification, not a measurement. An on-box language model (Qwen3.6-35B-A3B-FP8, prompt version 1) read this channel’s own recent posts on 21 September 2026 and assigned it the closest of 31 fixed categories, at 99% confidence. This is a model’s judgement about what the channel is likely to be about, not a fact this register measured the way a subscriber count or a view count is measured — it can be revised on a later pass, and it carries no weight anywhere else on this page. How this classification works, and why it has no browse page of its own yet.

Growth

471478474.56 August 2026 — 471 subscribers6 August 2026 — 471 subscribers19 August 2026 — 476 subscribers26 August 2026 — 477 subscribers2 September 2026 — 475 subscribers11 September 2026 — 476 subscribers18 September 2026 — 478 subscribers6 August 202618 September 2026
7 measurements spanning 43 days, net +7. Dots are measurements; the straight line between them is drawn to join them, not to claim we know the path taken in between — snapshots are recorded only when a count changes, so gaps mean “no change observed”, never “interpolated”. The vertical axis spans 470–479 and does not start at zero.
Measurement log — every subscribers count we have recorded
Measured (UTC)SubscribersChange
18 Sept 2026, 15:39478+2
11 Sept 2026, 01:55476+1
2 Sept 2026, 21:05475-2
26 Aug 2026, 06:37477+1
19 Aug 2026, 08:35476+5
6 Aug 2026, 19:02471no change
6 Aug 2026, 09:07471first reading

Engagement

20 posts held, back to 18 August 2023the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.

Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 21 July 2024. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.

Recent posts

21 Jul 2024, 19:23 UTC≈1,730 viewsread 6 August 2026

صبح روز بعد انگار که با تکان دستی ناگهان از خواب پرید و همین که چشم باز کرد یادش به آن کاغذ افتاد که حالا توی جیب شلوارش به گل رخت‌آویز آویزان بود. سرآسیمه به سراغش رفت و تندتند صاف و صوفش کرد. به چه امیدی خودش هم نمی‌دانست! تمام کاغذ سفید سفید بود اما نه! انگار یک چیزی دیده بود! اشتباه نمی‌کرد. آن پایین ... در انتهای پرچین و چروک صفحه، کلماتی چشمک‌زنان پیدا و محو می‌شدند. دلش می‌خواست چنگ بندازد و آن کلمات گریزنده و

15 Dec 2023, 12:30 UTC≈2,500 viewsread 6 August 2026
Forwarded from @niloofar_lariPhoto

#من_یک_ملکه‌ام #نیلوفرلاری #عاشقانه‌ای #متفاوت و #اسرارآمیز #رئالیسم_جادویی #ماورایی صدای ماروت درسرش مثل باد بوره می‌کشید . " تا وقتی عاشق هم بشین ! " معلوم بود که دلش نمی‌خواست هرگز عاشق دختری شود که این‌همه دردسر و مکافات با خودش داشت و طلسمش فقط با عاشق شدن می‌شکست ! آن‌هم چه عاشق شدنی ! دلش می‌خواست آن قسمت از سرش را که داشت حرف‌های ماروت را موبه مو به یادش می‌آورد، می‌کند و می‌انداختش دور . " بین شما اون‌که کمت

13 Sept 2023, 08:32 UTC919 viewsread 6 August 2026

#نیلوفرلاری #من_یک_ملکه‌ام 👸 پارت ۲۶ #۲۶ 👸👸👸 _نکنه حکایت وصیت اون پیرمرده است واسه پسراش و نامبرده رنج گنج میسر نمی‌شود و این حرف‌ها !؟ خونسردانه نیشخندی‌زد و گفت _ از کجا فهمیدی باهوش؟ _نیما؟ یعنی واقعا گنجی درکار نیست و سرکاریم؟ هیس هیسی کرد و نگاه هراسانی به سمت خانه و پنجره‌ها انداخت و با اخطار و سرزنش گفت. _یواش‌تر ! می‌خوای بلندگو بدم خدمتت؟ دستم را روی سرم گذاشتم و آه کشیدم . مستاصلانه گفتم _وای نیما! یه چیز

13 Sept 2023, 08:32 UTC≈1,120 viewsread 6 August 2026

#نیلوفرلاری #من_یک_ملکه‌ام 👸 پارت ۲۷ #۲۷ 👸👸👸 _هزار میلیارد؟ نزدیک بود دچار سرگیجه شوم و پس بیفتم. تاحالا راجع به این همه پول حتی توی خواب هم با کسی حرف نزده بودم! چه برسد در بیداری! نیما به بهت و سرگیجگی من خندید. _آره پس چی ! بلکه هم بیشتر! هسته‌ی زردآلو را تف کردم توی مشتم و کمی رفتم توی فکر و واگویه‌کنان گفتم _یعنی میگی اونی که داشت تعقیبت می‌کرد گماشته اون خانواده بوده؟ متفکرانه شانه زد بالا. _احتمالا! اگه حدس

13 Sept 2023, 08:32 UTC≈1,460 viewsread 6 August 2026

#من_یک_ملکه‌ام 👸 #نیلوفرلاری پارت۲۸ #۲۸ 👸🏼👸🏼👸🏼 خانواده را توی عمل انجام شده قرار می‌دادیم امیدوارم بعد که مامان قضیه را می‌فهمد مارا به خاطر این پنهان‌کاریمان‌ ببخشد. نفس بلندی کشیدم و زل زدم به آسمان با ستاره‌هایش که محو مانده بود و میان آلودگی نوری شهری به چشم نمی‌آمد. این‌جا توی این شهر دوداندود خسته و پریده رنگ، میان این زندگی خشک و بی روح و ملال‌زده، که به تکرار خود می‌رسد آدم، مواد لازمم برای شاعرانگی کم بود

13 Sept 2023, 08:32 UTC≈2,110 viewsread 6 August 2026

#نیلوفرلاری #من_یک_ملکه‌ام 👸 پارت ۲۹ #۲۹ 👸👸👸 صفرعلی و زنش قمری هم مدعی بودند یک‌بار روح دخترجنگل را پای رودخانه‌‌ی "قلالو" دیده‌اند ‌.حتی بابا و مامان هم مثل خیلی از مردم قصه‌اش راباور داشتند . _شاید یه دختر واقعی بود! شاید ... این‌ها را محض دلخوشی خودم گفتم . نمی‌خواستم باور کنم .فقط مربوط به ترسم نمی‌شد. دلم برای سبزه می‌سوخت .حتی قلبا نسبت به آن شکارچی سنگدل احساس بیزاری می‌کردم .دوست نداشتم قصه‌هایی که در موردش

13 Sept 2023, 08:32 UTC≈2,820 viewsread 6 August 2026

#نیلوفرلاری #من_یک_ملکه‌ام 👸 پارت ۳۰ #۳۰ 👸👸👸 همین دختره سبزه بوده؟ حالا سرآبپاش را گرفته بود سمت درخت زردآلو . لحظه‌ای باتردید نگاهم کرد . انگار ذهن او هم داشت میان شک و تردید بالا و پایین می‌شد. شانه زد بالا. _نمی‌دونم شاید ! ولی سبزه اصراری نداشت که من نبینمش! یک ساعت تمام بدون این‌که از جاش تکون بخوره جلو چشمام بود . بعد ناپدید شد .اما اونی که حس کردم داره مارو می‌پاد پابه‌پامون می‌اومد و تا روز آخر نمی‌خواست د

13 Sept 2023, 08:32 UTC950 viewsread 6 August 2026

#نیلوفرلاری #من_یک_ملکه‌ام 👸 پارت ۲۵ #۲۵ 👸👸👸 فصل پنج نیما وقتی داشت به بهانه آب دادن به گل‌ها به حیاط می‌رفت با چشمانش یواشکی به من اشاره کرد که بیا. شاممان را خورده بودیم و نوبت ظرف شستن روجا بود و من هم تازه آشپزخانه را تمیز کرده بودم . افرا به اتاقمان رفته بود تا با ترنم که از دوستان صمیمی‌اش بود تلفنی حرف بزند و همه می‌دانستیم که وقتی با هم تماس می‌گرفتند دست کم نیم‌ساعتی حرف داشتند که به هم بزنند . مامان و با

13 Sept 2023, 08:32 UTC810 viewsread 6 August 2026

#نیلوفرلاری #من_یک_ملکه‌ام 👸 پارت ۲۳ #۲۳ 👸👸👸 مامان چند قواره پارچه‌ی نخی گل‌گلی خریده بود و مثل هرسال برای ما سه خواهر چند دست لباس راحتی خانه شبیه هم دوخت .من عاشق بیژامه‌های راحتی‌اش بودم و از بچگی یکی از فانتزی‌های مشترک خواهرانه‌مان این بود که دامن وشلوارهایمان را توی خانه باهم ست می‌کردیم. عمه خاتون و عمه خوشه و عمه خورشید که به ترتیب خواهران بزرگ تا کوچک بودند آن‌شب برای شام آمده بودند و چون مردهای خانه‌ی م

13 Sept 2023, 08:32 UTC847 viewsread 6 August 2026

#نیلوفرلاری #من_یک_ملکه‌ام 👸 پارت ۲۴ #۲۴ 👸👸👸 که دنبال دختر خوب و نجیب و‌ با اصالت واسه ازدواج می‌گردن . _اگه این‌جور باشه که من خودم ده تا مورد همه چی تموم بیشتر سراغ دارم که تو جشن‌های عروسی فامیلی خودشون یا مادراشون افرا و شوکا رو دیدن و پسندیدن. ولی کی جرات داره از ترس خسرو خواستگارای ملکه‌هاش رو، رو کنه؟ من و افرا گوش می‌کردیم و نخودی می‌خندیدم .مامان هم گهگاهی خوش‌خوشانه پوزخند می‌زد .اما چیزی نمی‌گفت . عمه خا

13 Sept 2023, 08:32 UTC911 viewsread 6 August 2026

#نیلوفرلاری #من_یک_ملکه‌ام 👸 پارت ۲۱ #۲۱ 👸👸👸 فصل ۴ بابا و نیما با پاجروی مشکی مان که جز درمواقع لزوم یا مسافرت‌های خانوادگی از پارکینگ بیرون نمی‌آمد(برای ترددهای شهری از ماشین سمندسفیدی که بیشتر زیرپای مامان بود استفاده می‌کردیم.) و یک فلزیاب پیشرفته‌‌ که با ضمانت فروشنده قدرت نفوذپذیری بالایی درمحیط‌های کوهستانی داشت و چند ده میلیونی برایشان آب خورده بود راهی کوهستان و مزرعه‌ی مه بِن شدند و حالا ده روزی از رفتنشا

13 Sept 2023, 08:32 UTC802 viewsread 6 August 2026

#نیلوفرلاری #من_یک_ملکه‌ام 👸 پارت ۲۲ #۲۲ 👸👸👸 و مامان سر سجاده‌ی نمازش دست‌ها را رو به آسمان می‌برد و از ته دلش دعا می‌کرد هرچه خیراست همان شود . می‌گفت می‌ترسد چیزی برخلاف خواست خدا آرزو کرده باشیم و برایمان آمد نداشته باشد . اشک‌هایش را پاک می‌کرد و می‌گفت _ ما تا همین حالا خانواده خوشبختی بودیم .درسته که خسرو چوب درستکاریش رو خورد و بالادستی‌هاش از ترس موقعیتشون با دسیسه بدنامش کردن و فرستادنش زندون ،اما خدای ماه

Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @niloofarlariauthor. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.

Forward network

Built only from forwarded posts we have actually read, on both sides. Coverage is early and deliberately incomplete: a missing link means we have not read the post that would prove it, never that the relationship does not exist. Counts are distinct forwarded posts observed, so they only ever go up as we read more.

Cite this entry

A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 18 September 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.

“کانال عیارسنج 👸🏼من یک ملکه‌ام👸🏼نیلوفرلاری” (@niloofarlariauthor), 478 subscribers as measured 18 September 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/niloofarlariauthor.

Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.