6 Aug 2026, 07:20 UTC218 views5 reactionsread 8 August 2026 ⬛️درآ در این دریا...
از عهد خردگی[: کودکی] این داعی[: دعاگو] را، واقعهای عجیب افتاده بود. کسی از حال داعی واقف نی. پدر من از من واقف نی؛ میگفت تو اولاً دیوانه نیستی، نمیدانم چه روش داری، تربیتِ ریاضت هم نیست، و فلان نیست... گفتم یک سخن از من بشنو، تو با من چنانی که خایهٔ بط را زیر مرغ خانگی نهادند، پرورد و بطبچگان برون آورد. بطبچگان کلانتَرَک شدند، با مادر به لب جو آمدند، در آب درآمدند. مادرشان مرغ خانگی است، …
👍4❤1
5 Aug 2026, 12:42 UTC261 views5 reactionsread 8 August 2026 ⬛️ادامه:
وقتی امثال آنان به خاطر وطن بنالند، و آنچه در دل دارند، بر زبان آورند، و دوست بدارند و عشق بورزند، من با این همه ناتوانی که دچار غربت و اندوه فراوان، و گرفتار زندان و مصیبتهای پیدرپی هستم، چگونه نگریم؟!
فَلَوْ اَنّی وَ قَلبی مِنْ حَدیدٍ
لَذابَ عَلیٰ صَلابَتِهِ الحَدیدُ
وَ لَوْ اَنَّ الغُرابَ اهتَمَّ هَمّی
وَ فَکَّرَ فِکرَتی شابَ الغُرابُ
[ اگر من و دل از آهن بودیم، آهن از سختی اندوه ذوب میشد؛
و اگر کلا…
❤4👍1
5 Aug 2026, 12:40 UTC251 views5 reactionsread 8 August 2026 ⬛️چگونه برادرانم را فراموش کنم؟
چگونه برادرانم را فراموش کنم و برای وطنم ننالم؟ در حالی که رسول خدا _ص_ فرمود: «حُبُّ الْوَطَنِ مِنَ الْايمانِ»، دوستی وطن، از داشتن ایمان است. روشن است که وطندوستی، با سرشت انسان عجین شده است:
اَحَبُّ عِبادِ اللّهِ مَا بَيْنَ مَنْعَجٍ
وَ حَرَّة لِيلى اَنْ تَصُوبَ سَحَابَها
بِلَادٌ تَلَقَّنِی بِهِنَّ قَوابِلی
وَ اَوَّلُ أَرْضٍ مَسَّ جِلدی تُرابُها
[محبوبترین آفریدهٔ خداوند، میان «…
❤4👍1
30 Jul 2026, 19:35 UTC524 views8 reactionsread 8 August 2026 ⬛️خودنمایی!
بَوْشِ* اهل دنیا و بلندی جستن ایشان بدان مانند که دیو سپید را رستم گفت که:« بالای کوه انداز تنم را تا استخوانم بر بلندی باشد، تا کسی که آوازۀ من شنیده باشد به حقارت ننگرد!»
[ شمس تبریزی، مقالات ]
*بوش: خودنمایی
#نثر_پارسی
#نثر_عرفانی
صفحۀ اینستاگرام
👍8
29 Jul 2026, 18:10 UTC554 views12 reactionsread 8 August 2026 صدای صداها
بکوبید!
بکوبید!
بکوبید!
میکوبند امّا
صدا استخوان نیست که از چماقی
ترک بردارد
پوست نیست
که از چاقویی جر بخورد
انگشت نیست
که زیر هاونی
له شود
حتّی
گلو نیست
که از طنابی
خناق بگیرد
صداها ـ این بغضهای سرودخوان ـ را میشناسم
اگر در قفس بمانند
آسمان را
مشبّک میکنند
و اگر آزاد شوند
زمین را
پرواز
می…
❤7👍5
28 Jul 2026, 10:49 UTC589 views15 reactionsread 8 August 2026 همه رو به یک چیز...
آخر، همۀ دارها از چوب نباشد: منصب و بلندی و دولتِ دنیا نیز داری عظیم بلند است.
چون حق تعالیٰ خواهد که کسی را بگیرد، او را در دنیا منصبی عظیم و پادشاهیی بزرگ دهد همچون فرعون و نمرود و امثال اینها. آن همه چو داریست که حق تعالی ایشان را بر آنجا میکند تا جملۀ خلایق بر آنجا مطّلع شوند.
یاران رفتند پیش میرِ اَکدِشان. بر ایشان خشم گرفت که «این همه اینجا چه کار دارید؟» گفتند:« این غلبۀ ما و انبوهی ما…
👍8❤4😢3
25 Jul 2026, 11:43 UTC885 views9 reactionsread 8 August 2026 کجااند ملوک دنیا تا ببینند این چه کار و بار است تا از مُلک خودشان ننگ آید!؟
[ ابراهیم ادهم، تذکرة الاولیاء ]
#نثر_عرفانی
#نثر_پارسی
#عطار
صفحۀ اینستاگرام
👍5❤4
25 Jul 2026, 11:41 UTC684 views4 reactionsread 8 August 2026 تُرّهات از دعوی و دعوت مگو
رو، سخن از کبر وز نخوت مگو
چند حرفِ طُمطُراق و کار و بار؟
کار و حال خود ببین و شرم دار
کبر، زشت و از گدایان زشتتر
روز، سرد و برف و آنگه جامه تر
چند دعوی و دَم و بادِ بروت*
ای تو را خانه چو بَیتُ العنکبوت...
[ مثنوی، از دفتر اول ]
*باد بروت: خودنمایی
#مولانا
صفحۀ اینستاگرام
👍4
22 Jul 2026, 17:50 UTC774 views14 reactionsread 8 August 2026 من به فریاد،
همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد،
مشت میکوبد بر در
پنجه میساید بر پنجرهها،
محتاجم.
[ فریدون مشیری ]
#فریدون_مشیری
صفحۀ اینستاگرام
👍9❤3😢2
20 Jul 2026, 13:43 UTC940 views14 reactionsread 8 August 2026 بیچاره من! که سفینۀ سینه بر دریای اندوهِ بیپایان افکندهام، نمیدانم که به ساحلِ مَخلَص رسد یا به گردابِ هلاک فرو رود...
مرزباننامه، باب هشتم
[ داستان برزگر با گرگ و مار ]
#نثر_پارسی
#نثر_عرفانی
صفحۀ اینستاگرام
😢7❤5👍2
18 Jul 2026, 08:39 UTC≈1,090 views11 reactionsread 8 August 2026 رویم چو زرِ زمانه میبین و مپرس
این اشکِ چو ناردانه میبین و مپرس
احوالِ درونِ خانه از من مطلب
خون بر در آستانه میبین و مپرس
[ مولانا/ رباعیات ]
#مولانا
#رباعی
صفحۀ اینستاگرام
❤6😢3👍2
14 Jul 2026, 10:20 UTC≈1,270 views16 reactionsread 8 August 2026 از غزلهای حسین منزوی:
آمد غروب و باز دل تنگ من گرفت
همچون دل غریب برای وطن، گرفت
خاکستر حریقِ افق بر دلم نشست
آیینۀ شکسته، غبار مِحَن گرفت
مرگ آن قدر به زندگیام عرصه تنگ کرد
تا جای و جامه، حالت گور و کفن گرفت
در راه بود موکب گلها که ناگهان
پاییز بیامان به شبیخون، چمن گرفت
آن آبشار همهمه افتاد از خروش
و آن جویبار زمزمه، لای و لجن گرفت
ای آسمان! چه جای عقابان تیزپر؟
کز تنگعرصهات، دل زاغ و زغن گرفت
فریادها…
😢8❤6👍2
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @poempersiantelegram. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.