6 Aug 2026, 19:29 UTC6 viewsread 6 August 2026 Forwarded from @goleyas_tab
.
🔮 حاجتً داریً،👌مُشکلً اُفتادِه به زِندگیتً 💥بَستگی داریً،
فِکر میکنیً 👩❤️👨بَختت بَسته شُدهً،پَسً واردهِ کانالً شُووووً،چونً واردً نَشیً ضررً کردیً،📖
اینً کانالهِ مُعجِزه وغُوغایِ قُرآنیهً،اِسمِشَمً سَریعُ اِلاجابِهً هَستً.♥️👌
یکبار اِمتحانً کُن فَرقً بینِ فالً وَسَرکِتابً وببین🔮
دُعاها وَطِلسمیاتِش یَعنی رِسیدنً بِه حاجتً
♥️🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊
https://t.me/+Uec2Uj69xOneSqwj
https://t.me/+Uec2Uj69xOneSqwj
࿏،࿏،࿏،࿏،࿏،࿏،࿏،…
Signed ℳoŋireɦ
6 Aug 2026, 19:27 UTC6 viewsread 6 August 2026 مدیران بزرگوار لطفا
9 تا 23
NO post 🔰
Signed ℳoŋireɦ
6 Aug 2026, 07:56 UTC18 views1 reactionsread 6 August 2026 امروز با حافظ
شرح غزل ۲۱
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
که شنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست
که نه در آخر صحبت به ندامت برخاست
شمع اگر زان لب خندان به زبان لافی زد
پیش عشاق تو شبها به غرامت برخاست
در چمن باد بهاری ز کنار گل و سرو
به هواداری آن عارض و قامت برخاست
مست بگذشتی و از خلوتیان ملکوت
به تماشای تو آشوب قیامت برخاست
پیش رفتار تو پا برنگرفت از خجلت
سرو سرکش که به…
❤1
Signed حمید
6 Aug 2026, 07:48 UTC16 views1 reactionsread 6 August 2026 📚کتاب باغ_سبز_عشق:
(داستان_زندگی_مولانا)
نویسنده :
زهرا_غریبیان_لواسانی
قسمت_دوم :
ارمغان
ابر خزانی بر سینه افق نشسته بود و باد در پرواز بود .مومنه خاتون بیمناک پسرش، لباس کودکانه را در دستش فشرد و به حیاط خانه دوید .
باد سرد و تند می وزید و به درختانی که تاب آورده بودند و چندی از برگهای خود را نگه داشته بودند رحم نمی کرد و برگ و شاخه هایشان را می شکست .مومنه خاتون به دنبال جلال الدین به این سوی و آن سوی دوید …
👌1
Signed حمید
6 Aug 2026, 07:46 UTC12 viewsread 6 August 2026 کتاب باغ_سبز_عشق:
(داستان_زندگی_مولانا)
#نویسنده : زهرا_غریبیان_لواسانی
بخش اول
قسمت اول
تولد
صبحی سپید بود ،کنار حوض فیروزه ای ،سنجاقکی با بالهای شیشه ای نشسته بود و آب می نوشید ،کمی که خم می شدی ،می توانستی ،رگهای مویین بالهایش را ببینی و باغ را که در چشمان درشتش نشسته بود .
بادِ خوش بوی ِبهار ،به کنار سنجاقک آمد و تن ِآب را قلقلک داد و با بازی آب و باد ،ماهیان خندیدند .
درخت انجیر ،برگ پنجه ای سبزش را به آب ب…
Signed حمید
6 Aug 2026, 07:45 UTC9 views1 reactionsread 6 August 2026 Photo
کتاب_باغ_سبز_عشق، داستان و روایت شوریدگی و عشق جلال الدین محمد #مولوی ،معروف به مولاناست
در این کتاب شما از کودکی با #مولانا هم سفر می شوید و سفری به آن سوی جهان و عالم فرشتگان می نمایید تا خداوند را از پنجره نگاه لطیف او به تماشا بنشینید و انوقت می بینید که بنا بر گفته ی مولانای بزرگ، خداوند با هر انسانی زمزمه ای دارد و عاشق اوست.
هر که عاشق دیدیش، معشوق دان
کو بنسبت ،هست ،هم این و هم آن .
نویسنده : زهرا_غر…
🙏1
Signed حمید
6 Aug 2026, 06:16 UTC9 views1 reactionsread 6 August 2026 امروز با نام آوران شعر و ادب پارسی
ریاض العارفین بخش ۱۲ -
انصاری هروی نَوَّرَ اللّهُ مضجعه
لقب و کنیت و اسم و نسب آن جناب شیخ الاسلام ابواسماعیل عبداللّه ابومنصور مست الانصاری است. از کبار مشایخ و علمای راسخ بوده ،به خدمت شیخ ابوالحسن خرقانی اخلاص و ارادت داشته خود در مقالات گوید: عبداللّه مردی بود بیابانی، میرفت به طلب آب زندگانی، ناگاه رسید به ابوالحسن خرقانی. چندان کشید آب زندگانی که نه عبداللّه ماند ونه خرق…
👏1
Signed حمید
6 Aug 2026, 06:15 UTC11 views1 reactionsread 6 August 2026 File
«افسانه»اثری زیبا از زنده یاد استاد
#امین_الله_رشیدی
❤1
Signed حمید
6 Aug 2026, 06:13 UTC11 views1 reactionsread 6 August 2026 تا پیاده میروم در کوی دوست
سبز خنگ چرخ در زین من است
از درش گردی که آرد باد صبح
سرمهٔ چشم جهانبین من است
من چرا گرد جهان گردم ،چو دوست
در میان جان شیرین من است
#عطار
👍1
Signed حمید
6 Aug 2026, 06:12 UTC13 views1 reactionsread 6 August 2026 Video
نسیم صبح پنداری ز کوی یار میآید
به جانها مژده میآرد که آن دلدار میآید
#سیف_فرغانی
سلام دوستان نیک اندیش
صبح و روزتون نیک
🙏1
Signed حمید
5 Aug 2026, 17:08 UTC12 views1 reactionsread 6 August 2026 منصور و ان الحق ردن و دار و دگر هیچ
ماییم و لبالب شدن از یار و دگر هیچ
گر راه به مراسم کده ی عشق بیابی
الماس بنه بر دل افگار و دگر هیچ
بر لوح مزارم بنویسید پس از مرگ
کای وای ز محرومی دیدار و دگر هیچ
از کعبه گر این بار برون ام بگذارند
ناقوس به دست آرم و زنار و دگر هیچ
عرفی به غلط شهره به زرق است ببینید
صد گل زده بر گوشه ی دستار و دگر هیچ
عرفی_شیرازی
👌1
Signed حمید
5 Aug 2026, 17:07 UTC14 views1 reactionsread 6 August 2026 عاشقهای قدیم نان و گریه میخوردند!
محبوبام! من از عاشقهای قدیمم. عاشقهای قدیم سر به بیابان میگذاشتند، پای برهنه در سنگزار. عاشقهای قدیم ژندهپوش بودند، چیزی نمیخوردند، با رودخانه با کوهها حرف میزدند. امروز عاشقها ماشینهای گران سوار میشوند، لباسهای گران میپوشند، از راههای آفتابی میگذرند، در برجها زندگی میکنند، موبایل دارند، میخندند، شادماناند و خیلی سختگیر نیستند.
عاشقهای قدیمی آوازهایشان ر…
👌1
Signed حمید
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @shaeran_402. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.