بغضی که شب از حنجره من فوران کرد باران شد و ازگوشه ی چشمم غلیان کرد ناگاه به خود آمدم و دیدمت ؛ آرام

Channel
همین " تو " آدم را کلافه می کند! « اردشیر اصغری _ سیاهکل»
@ssm13961397a
On this record: Growth · Engagement · Posts · Citations · Cite this entry
62subscribers
+0 since we began measuring on 10 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001123390969 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @ssm13961397a |
| Created | Between 1 June 2017 and 30 September 2020 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 10 August 2026 |
| Last confirmed live | 19 September 2026 |
| Measurements held | 4 |
| Confirmed unchanged | 3 times, most recently 19 September 2026 |
| On Telegram | t.me/ssm13961397a |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 3 Sept 2026, 09:27 | 62 | +1 |
| 18 Aug 2026, 22:34 | 61 | -1 |
| 11 Aug 2026, 17:07 | 62 | no change |
| 10 Aug 2026, 20:17 | 62 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 16 May 2025 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 9 August 2026. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
نازنین ! برکه های لبریز دریاهای مواج و رودهایی که در دشت ها جاری هستند را به خاطر بیاور ماه را وقتی که باران می بارد خورشیدرا در مه گرفتگی " مرا " وقتی که برف سراسر ده را به سمت یخبندان پیش می برد مجسم کن ! آن وقت کنار پنجره آرام، آرام به خاطر بیاور که چگونه تو را لا به لای این همه پائیز که برگ ها از سر و کولم می ریزند دوست داشته ام و نام قشنگت را بر تنه ی خشک درختان با سر انگشت های خونین ام نوشته ام اردشیر _ اصغ…
آهوانم گم شدند در پیچ و تاب شانه ات جنگل موهای تو... البرز اندوه من است اردشیر اصغری
تا چشم های تورا به خیابان بیاورم بایدهوای خنک ، نم نم باران بیاورم در لابه لای همین شعرهای خسته ام باید به گریه های تو ایمان بیاورم خاتون شعرهای من ، برای دیدنت... ته پیک مانده بر لب فنجان بیاورم ؟ قدری شلوغ می شوداینجااگرغمی از کوچه های خاکی تهران بیاورم مبهوت می شود آئینه ام ، اگر... باآخرین نگاه تو " ای جان" بیاورم اصلا ؛نمی شودکه بگنجانمت دراین شعری که لازم است به پایان بیاورم اردشیر اصغری
گاهی اگر قدری پریشانی دراین شعراست اندوه سرمای زمستانی دراین شعر است با یک " خداحافط " تو می رفتی ، ولیکن یک آسمان سرد و بارانی دراین شعراست با غنچه های تازه ای که روی لب هاته می بوسمت های فراوانی دراین شعراست دریا و دشت و ساحل چمخاله و جنگل باغات چای شرق گیلانی دراین شعراست اصلا خیابانی به نامت می زنم ، چون نامت هم آغوش خیابانی دراین شعراست هر شب برایت می نویسم : چشم هایت تنها ترین سردار زندانی دراین شعراس…
گاهی اگر انبوهی از شعر سیاسی داشت او با تمام شاعران فرقی اساسی داشت از ابتدای آشنائی هایمان دراین دبستان در لا به لای گیسوانت هم کلاسی داشت دل ، باخت باهر نگاهت هستی اش را بااین دلیل او روزگار آس و پاسی داشت از شادی این مردمان دل کنده بود و... درآخرین ترمش دوواحدغم شناسی داشت حتی برای چشم های تو که دل بردند شاعرشد ویک آسمان شعر حماسی داشت حالا منم ؛ آن عابر تنها که گاهی ؛ شب گریه هایم درغزل ها انعکاسی داشت …
استخوان درد ساده ای دارم درجهانی که _مرگ _می بارد در تنم هجوم تنهایی است چه کسی باد به کوچه می کارد؟ شب ! هوای جنگلی در مه ... می کشاند مرا در آغوشت گفتگوهای ما پراکنده است با شبانه های مانده در گوشت آسمانه پر از پرنده را گاهی زیر باران خنده می چیدم لحظه ای که بال خونین را در تکاپوی جاده می دیدم قایقم را _ نمی زدی پارو _ باد مارا به هر طرف می برد ماهیان دوباره می گفتند ؟ قلب دریا ز کینه می آزرد گفته بودی جهان بیه…
چه کسی قلب کوچه را آزرد؟
مثل یک غروب دلگیرم تووی کوچه ای که بارانیست می نویسم برای تو پیغام نامه هایم همیشه طوفانیست می نویسم برای چشمانت باد می وزد دوباره بر ایوان خسته از نگاه ویرانگر دست برده ام به گوشه لیوان از صدای ساعت خاموش روی دیوار خانه فهمیدم وقت رفتن است ودل کندن تا برای جاده خندیدم تووی نامه ام ، خیابان بود دو سه تا درخت هم ، شاید چند پرنده را نمی دانم ! روی آنها نشست هم ، شاید جویبارم همیشه جاری و ... کوهساران شبیه فریادند ب…
من عاشق چشمای ابری تم این اولین قانون دلتنگی است قلبم زیادی با تو در گیره زیرا شبیه صخره هاسنگی است از ابتدای جاده می دیدم هی شیطنت های تو را بادست وقتی نگاهت تا ته پائیز برگای زرد و با صنوبر بست می گفتم از رویای خود با شب می گفتم از چشمان تو با دشت وقتی که حرف قافیه درشعر دنبال گیسوی غزل می گشت... اصلا فراموشم نمی شد که باید سخن را تازه می کردم حتی اگر در این زمستان ها مثل خزانی خسته و زردم اینجا حواسم نیست پیشت…
زیر باران، مسیرجاده ی لونک تووی کافه ای که چایی بود عصر آن جمعه ی غم آلوده که پرازسکوت و تنهایی بود دیدمت یواشکی رفتی ... آن طرفتر که برف می بارید گفتی : آرام به قهوه چی آیا چای دمنوش تازه دم دارید؟ لای انگشت های کوچکت سیگار دود می کرد و خنده می کردی و تمام خاطرات رفته ی مان را لحظه ، لحظه زنده می کردی مانده بودم کنار شر شر آب و موی نازک خیال تو در باد رقص می کرد و شاعرم می کرد این فضای درهم و آزاد ... ! ناگهان …
کمی حس و همین باران نم نم و احساس لطیف وخیس شبنم مرا از خود تهی می کرد کم کم درون خانه ماندم بی تو آن شب شبی را که تبر با داس می مرد درون جنگلم ، احساس می مرد وهردم شاخه ی ریواس می مرد چه غمگینانه ماندم بی تو آن شب دریچه باز و گاهی بسته می شد سکوت جاده هایم خسته می شد و شوق بوسه ات آهسته می شد چه بی تابانه ماندم بی تو آن شب وطن بود و شب و تنهایی و من غم و دلتنگی و رسوایی و من چه خوابی دارد این لالایی من دم ویرانه…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @ssm13961397a. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Forward network
Republished by
Channels on the register that have forwarded this channel's posts into their own feed.
Built only from forwarded posts we have actually read, on both sides. Coverage is early and deliberately incomplete: a missing link means we have not read the post that would prove it, never that the relationship does not exist. Counts are distinct forwarded posts observed, so they only ever go up as we read more.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 3 September 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“همین " تو " آدم را کلافه می کند! « اردشیر اصغری _ سیاهکل»” (@ssm13961397a), 62 subscribers as measured 3 September 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/ssm13961397a.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.