3 Aug 2026, 16:02 UTC≈195 views14 reactionsread 6 August 2026 نذر آن اندوه سنگینی که عمری داشتم
لاله عباسی دوباره توی گلدان کاشتم
زخم ناسورم، غمم، دلتنگیام، تنهاییام
هرچه جا میشد درون کولهام، برداشتم
از ترکهای کویر قم دلم لبریز بود
ابرهای رشت را در چشمهایم داشتم
نوشِ جانم هرچه سختی بود تا دیدار او..
خوش به حالم در مسیرش زخم اگر برداشتم
قطرهای بودم میان سیل تا دریای عشق
من خودم را هیچ هیچ هیچ میپنداشتم
زیر پایم فرشی از بال ملائک پهن بود
پا به روی خاک اینجا بیادب …
Signed ...
27 Jul 2026, 00:06 UTC≈395 views20 reactionsread 6 August 2026 به جسمِ چوبی من عطری از گیاه دمید
به روحِ راهبهام رغبتِ گناه دمید
امید اَسمرِ من در دلم فروزان شد
میانِ هیمنه ام شعله شعله آه دمید
وجودِ مشتعلم میوهی نخستین شد
به روی گونهی من دانهای سیاه دمید
هبوط ِ کوچکِ من خالی از ترنم بود
که در فلوتِ لبم شوری از سه گاه دمید
به خوابِ سبزقباهایِ چشم من پر داد
گشود پلک مرا و در آن نگاه دمید
به روی شاخهی من خوشه خوشه مُو آویخت
و ریشههای مرا بینِ خانقاه دمید..
به خاکِ صورت…
Signed ...
24 Jul 2026, 23:27 UTC≈465 views23 reactionsread 6 August 2026 میخواستم برایت نامه بنویسم. تو که دوری؛ نزدیکی یا نمیدانم... هیچ تعریفی از فاصلهها ندارم. مدتهاست، به آن معنا که سیراب شوم، ننوشتهام و آنچه بر قلمم پیشامد کرده، تراوشات سطحیِ زخمهایم بودهاند و آنچه در جانم شعله داشته، بدل شده است به نیایشی مصلوب در ردای سکوتهایم...
این مدت که زندگی را دوست داشتهام و زندگی نکردهام... خواستهام شاد باشم و نبودهام... خواستهام عبور کنم و انگار تمام هستیام در دوغابی سیمانی گی…
Signed ...
16 Jul 2026, 22:58 UTC≈547 views17 reactionsread 6 August 2026 غبار اَسبان خبر میآرد که کاروان پشت در رسیده
چنین که در ولوله است هرجا، به کل شهر این خبر رسیده
خبر چه داغ و خبر چه سوزان، به داغی سینهی بیابان
خزان غارتگر بهاران، به باغ گل با تبر رسیده
به فرّ و شوکت سوارِ بر نی، که میکنی راه آسمان طی
تو میروی، خواهر تو از پی، به این شب شوم و شر رسیده
تصدقت میشوم که ماهی، دگر نبینی گزند الهی
که میدهد حال من گواهی، سفر به ماه صفر رسیده
اگر ندارد غمم نهایت، ندارم از عاشقی شک…
Signed ...
13 Jul 2026, 22:34 UTC≈622 views16 reactionsread 6 August 2026 بسیار خاموش بودی و سخن نگفتی و چون بگفتی ، سنگ منجنیق بود که در آبگینهخانه انداختی .
#ابوالفضل_بیهقی
#تاریخ_بیهقی
@t_hosseyni
Signed ...
11 Jul 2026, 20:25 UTC≈628 views24 reactionsread 6 August 2026 به بردباری هجران چنان صبور نبودم
اگرچه با احدی جز غم تو جور نبودم
به کفش صبر و تمنا پی تو هرچه دویدم
دهان گشود که چیزی به جز قصور نبودم
زبان سرخ و سر سبز داشت شعر من آری
شبیه واژه فروشان نوظهور نبودم
نرفت طبع روانم، مگر به راه محبت
که آبراههی خودخواهی و غرور نبودم
سکوت بود و شکستم، به پای عهد نشستم
که بی چکامه نماندم، که سوت و کور نبودم
«مرا سخن به نهایت رسید و فکر به پایان»*
به وصل تو نرسیدم اگر چه دور نبودم..…
Signed ...
7 Jul 2026, 23:20 UTC≈710 views15 reactionsread 6 August 2026 من تمام سالهای عمرم را به شکلهای متفاوتی با تنهایی زیستهام. نه آن تنهاییِ آشکاری که درها را به روی خود میبندد و از جهان کناره میگیرد تنهاییِ دیگری که در میان آدمیان رخ میدهد، در شلوغیِ صداها، در سلامها و دیدارها، آنجا که انسان ناگهان درمییابد هیچکس تا آخرین حجرهٔ جان او راهی ندارد و سالها آموختم چگونه حضور داشته باشم و همچنان ناپیدا بمانم. چطور سخن بگویم و بخشی از وجودم را ناگفته نگه دارم. یا در کنار دیگران…
Signed ...
2 Jul 2026, 21:30 UTC≈767 views16 reactionsread 6 August 2026 کلمات را نه چون امانتِ دل که چون سکهای رایج در بازار هر گذر خرج میکنند. یک سلام هزار مخاطب، یک شوق هزار آستانه، یک عهد هزار نسخه.
نمیدانم چگونه میتوان این همه آسان از دهان خویش گذشت. چگونه میتوان واژهای را که باید در تاریکترین حجرهٔ جان متولد شود چون برگی خشک بر هر رهگذری افشاند.
شاید کلمات شما مشتی پول سیاه باشند. چیزی برای دادوستد، برای گشودن درها، برای بالا رفتن از شانههای آدمها. شاید نامها را پله میبین…
Signed ...
30 Jun 2026, 01:51 UTC≈758 views23 reactionsread 6 August 2026 دو چهرهام، غم و شادی، دو تا سر متفاوت
دو چشم دوخته سوی دو منظر متفاوت
میان سینهی من جنگ میکنند همیشه
دو پادشاه قوی از دو کشور متفاوت..
دمی سکوت و غرورم، دمی دگر شر و شورم
دو روی سکهی یک زن، دو دختر متفاوت
گذشتم از در و دروازههای سخت زیادی
دوباره خورد مسیرم به یک در متفاوت
چه سختم و شکننده! عجین به گریه و خنده
چنان دو بال پرنده، دو یاور متفاوت
مغاک بودم و خلسه ، پریشواری و پرسه..
که راه بردهام آخر به آخر م…
Signed ...
24 Jun 2026, 22:55 UTC≈1,050 views21 reactionsread 6 August 2026 السَّلامُ عَلَيْكَ يا حُسَيْنُ، يا وَحيدَ اللَّيْلِ بَيْنَ السُّيُوفِ، وَيا آخِرَ الصَّوْتِ فِي صَحْراءِ الخُذْلانِ..
کسی نمانده در این دشت تا شود یارت
تمام هستی خواهر، خدانگهدارت
چنین که خون دل از دست کوفیان خوردی
عطش نمیدهد از این به بعد آزارت
سرت به نیزه نشسته است سربلندانه..
رسیده است به سر روزگار دشوارت
کنون تو قافله سالار کاروان هستی
به راه کوفه و شام و منم علمدارت
به بی زبانی لبهای سنگ و خاره ببخش
به س…
Signed ...
23 Jun 2026, 18:35 UTC≈738 views20 reactionsread 6 August 2026 #السَّلامُ_عَلَيْكَ_يا_قَمَرَ_بَنِي_هاشِمٍ_يا_سَيْفَ_الشَّجاعَةِ_وَرايَةَ_الوَفاءِ
برید تیغ شب از انتقام، دستش را
گذاشت پای وفای مدام، دستش را
همان که عرش به هنگام استوار شدن
گرفته است زمان قیام دستش را
به خاک اگرچه که افتاده است اما باز
گرفته مشک به حکمِ مرام دستش را
حسین آمد و عباس با دو دست جدا
دراز کرد به سویش کدام دستش را؟
حسین آمده و از ادب گذاشته است
به روی سینهاش از احترام دستش را
دراز کرده رقیه به سوی…
Signed ...
23 Jun 2026, 03:17 UTC≈606 views14 reactionsread 6 August 2026 گرچه مجنونِ عشق کرب و بلاست
با همه عاشقی خودش لیلاست
پسری زاده آنچنانی که
مصطفی در وجود او پیداست
هرکسی دیده است میداند
که علی اکبرش چقدر آقاست
اربا ارباست پارهی تن او
وای اگر بشنود که واویلاست
بی علی اکبر و حسین شده
هرکسی اهل عشق شد تنهاست..
#سیده_تکتم_حسینی
#السَّلامُ_عَلَيْكِ_يا_لَيْلى
يا أُمَّ الشَّبِيهِ بِرَسُولِ اللهِ، يا مَنْ ذَبُلَ قَلْبُها يَوْمَ الطَّفِّ مَعَ وَلَدِها..
خوش چهره، خوش نوا، چه جوانی…
Signed ...
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @t_hosseyni. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.