Telegram RegisterThe public register of Telegram
Telegram profile photo for همین‌ْ حوالی

Channel

همین‌ْ حوالی

@where_abouts

On this record: Growth · Engagement · Reactions · Posts · Citations · Cite this entry

90subscribers

+0 since we began measuring on 6 August 2026

Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.

Register entry

Telegram ID-1003019941145
TypeChannel
Username@where_abouts
CreatedBetween 1 August 2025 and 31 October 2025 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated.
First recorded9 August 2026
Last confirmed live11 September 2026
Measurements held5
Confirmed unchanged1 time, most recently 11 September 2026
On Telegramt.me/where_abouts

Growth

8890896 August 2026 — 90 subscribers9 August 2026 — 90 subscribers20 August 2026 — 89 subscribers2 September 2026 — 88 subscribers11 September 2026 — 90 subscribers6 August 202611 September 2026
5 measurements spanning 37 days. Dots are measurements; the straight line between them is drawn to join them, not to claim we know the path taken in between — snapshots are recorded only when a count changes, so gaps mean “no change observed”, never “interpolated”. The vertical axis spans 88–90 and does not start at zero.
Measurement log — every subscribers count we have recorded
Measured (UTC)SubscribersChange
11 Sept 2026, 21:3790+2
2 Sept 2026, 19:5488-1
20 Aug 2026, 20:5689-1
9 Aug 2026, 14:3090no change
6 Aug 2026, 04:2290first reading

Engagement

18 posts held, back to 1 December 2025the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.

Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 18 posts for this entry, the most recent from 8 August 2026. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.

Reaction mix

147 reactions across 18 posts, in 4 distinct kinds. The most used accounts for 94.6% of them.

Every reaction kind recorded on the sample, most used first
ReactionCountShareShare, drawn
13994.6%
🍾42.72%
👍21.36%
😢21.36%

No sentiment is inferred, and none should be read in. This table is ordered by count and by nothing else. Emoji do not carry stable meaning across languages or communities — 🙏 is thanks in one channel and mourning in another — so we publish which ones were pressed and how often, and pass no judgement on what an audience meant by them.

Precision. Telegram publishes reaction counts per emoji and short-forms each one — 4.34K, 1.2M — so any single kind at or above 1,000 reaches us at three significant figures, and only counts below 1,000 are exact. The shares above are ratios of those figures and carry the same error. This is also why the total here can differ slightly from a reaction total printed elsewhere on the page: both are sums of the same rounded parts, taken over samples with different edges.

Coverage. Reactions were read on 18 of the 18 sampled posts in this sample. Summed by Telegram’s own count on each post — not by adding up the per-emoji breakdown above — those same posts carry 147 reactions in total: the kind of figure the paragraph above means by “a reaction total printed elsewhere on the page”.

Measured over the 18 most recent posts we hold, published 1 December 2025 to 8 August 2026, using the newest reading held for each. Telegram Stars are excluded: they are a payment, not a reaction, and they have their own section.

Recent posts

8 Aug 2026, 22:17 UTC45 views8 reactionsread 9 August 2026

به تراپیستم گفتم کمال‌گرایی طوری خِرّم را گرفته و مضطربم کرده که حتی از نوشتن در کانالم هم عاجز شده‌ام. ایده‌هایی که برای داستانم دارم و نمی‌توانم پیاده‌شان کنم بماند. مغزم را طوری قفل کرده که می‌نشینم پای لپ‌تاپ انگار تازه حروف الفبا را یاد گرفته‌ام و کلمه‌ها هنوز کامل در ذهنم شکل نگرفته‌اند. مدام این فکر می‌آید توی ذهنم که هر چه می‌نویسم، حتی توی کانال که قرار بود روزمره‌نویسی باشد و بیشتر به گفتن از بچه اختصاص داش

8

27 Jun 2026, 19:17 UTC118 views7 reactionsread 9 August 2026

۶ تیر ۰۵ عمه‌ام را عصر همان‌روزی که خبر حال بدش را شنیدیم از دست دادیم. همین‌قدر یک‌هویی. و من به جز دو قطره اشکی که بعد از شنیدن این خبر ریختم، گریه‌ای نکردم. نه مراسم تشییع، نه وقتی رفتیم مسجد و حال دخترهایش را می‌دیدم. عجیب بود برایم. دلم می‌خواست برای رفتنش گریه کنم. هم این‌که عمه‌ی بدی نبود و هم این‌که خیلی زود رفت. حالا فکر می‌کنم شاید هم دلیلش همین باشد. مرگش را باور نکرده‌ام. در مراسم هم چندباری سر چرخاندم و

7

24 Jun 2026, 13:39 UTC147 views6 reactionsread 9 August 2026

۳ تیر ۰۵ دلم سنگینی می‌کند. طوری که باید عمیق و بلند نفس بکشم تا خفه نشوم. هر بار که نفس عمیقی می‌گیرم، چند لحظه فکر می‌کنم: امروز قرص‌هایم را خورده‌ام؟ بعد از صبحانه، وقتی دیدم حالم بد است، خوردم. اما حالم بدتر شد. صبح را با خبر حال بد عمه‌ام شروع کرده‌ام. شاید دلیلش همین باشد. مرگ هنوز برایم قابل هضم نیست. همکاری داشتم که راحت با مرگ کنار می‌آمد. تعریف می‌کرد وقتی دوستش زنگ زده بود برای مرگ مادربزرگش تسلیت بگوید،

6

18 May 2026, 20:18 UTC≈1,630 views8 reactionsread 9 August 2026

۲۸ اردیبهشت ۰۵، روز هشتادم. استخوان‌هایم درد می‌کنند و نفسم بالا نمی‌آید. دنبال بهانه‌ای می‌گردم برای گریه و چیز جدیدی که روزهای گذشته برایش گریه نکرده باشم را پیدا نمی‌کنم. نفسم را با صدا بیرون می‌دهم و به همسرم می‌گویم نمی‌دانم چه‌ام شده. زهرخنده‌ای می‌زند و می‌گوید: «نمی‌دانی؟» نمی‌دانستم چون فکر می‌کردم هشتاد روز باید زمان کافی‌ای بوده باشد برای عادت کردن. برایم عجیب است که هر روز این هشتاد روز نفس کم بیاورم و ن

7😢1

28 Feb 2026, 16:00 UTC≈1,310 views10 reactionsread 9 August 2026

آمده بودم خانه‌ی والدینم. بچه را بسپارم به مامان‌جون‌بابا‌جونش و خودم بروم سراغ نوشتن داستانم. می‌خواستم نوشتنم را به رسمیت بشناسم. ازش بگویم و برای پیش بردنش کمک بگیرم، وقت بگذارم. مثل وقتی که می‌گویم می‌روم درس بخوانم، می‌روم سر کار. صبح با نوازش‌های بچه بیدار شدم. چشم‌های درشتش را دوخته بود به من و اجازه‌ی خواب بیشتر بهم نمی‌داد. بهم می‌فهماند که بلند شوم، قربان‌صدقه‌اش بروم و برایش شعر بخوانم. هر چه خواستم با شی

10

25 Feb 2026, 15:34 UTC470 views5 reactionsread 9 August 2026

تفریح جدید پسر شمردن انگشت‌های دست‌هایش است. از خوردن‌شان که خسته می‌شود شروع می‌کند به شمردن. دیشب قصد خواب نداشت و نگران بود یکی از انگشت‌هایش کم شده باشد. خواهرم اطمینان می‌داد که همه‌شان سر جایشان هستند، خواهش می‌کرد بخوابد، اما او از نو شروع می‌کرد به شمردن. همسرم عصبانی او را گذاشت روی تختش و گفت که باید بخوابد. ساکت شد و با چشم‌های باز دور و اطراف را نگاه کرد. وارد اتاق شدم. نگاهش که به من افتاد شروع کرد به خن

5

20 Feb 2026, 20:04 UTC≈2,070 views13 reactionsread 9 August 2026

بی‌آن‌که نوشته‌ی زیرش را بخوانم و بفهمم چه خبر است، ویدئو را پلی کردم. معلمی وارد کلاس شد، عکس و نوشته‌ای پای تخته دید، دست روی صورتش گذاشت، گریه کرد و شانه‌هایش لرزید. پای تخته نوشته بودند به یاد جاویدنام، صدرا. معلمِ توی ویدئو قد بلندی داشت با شانه‌هایی افتاده. همراه مردِ معلم شدم و سرک کشیدم به کلاس‌هایم. از تصور صندلی خالی یکی از دانش‌آموزانم و نشستن اسمش کنار «جاویدنام» دلم خون شد. ویدئو تمام شد متن زیرش را خوان

12😢1

19 Feb 2026, 07:46 UTC278 views6 reactionsread 9 August 2026

تصویر آن زن اراکی نشسته است پشت پلک‌هایم. هر چقدر چشم‌هایم را باز و بسته می‌کنم از جایش تکان نمی‌خورد. چشم روی هم که می‌گذارم، برایم واضح‌تر می‌شود. فقط یک نگاه به عکسش انداخته بودم. وقتی دیروز خواهرم گوشی را گرفت سمتم، بچه را خوابانده بودم روی کالسکه‌اش و در خانه می‌چرخاندم. نگاهم را از عکس گرفتم و به بچه‌ام دوختم. خواهرم تعریف می‌کرد چطور کشته شده است، قلبم تیر می‌کشید و بچه را نگاه می‌کردم. فقط در جواب خواهرم که گ

6

9 Feb 2026, 21:04 UTC≈2,280 views14 reactionsread 9 August 2026

از نسخه‌ای که روانپزشکم تجویز کرده است فقط توانسته‌ام لاموتریژن را تهیه کنم، آسنترا را پیدا نکردم. از نوبت‌های قبلی چند ورق مانده. به خواهرم گفتم لابد تقصیر آن دختره است که سفارش هشت بسته آسنترا کرده بود. گفت ولی این روزها تعداد افرادی که رفته‌اند سراغ آسنترا هم بیشتر شده. فکر کردم باید توی آب شهری آسنترا بریزند چند ورق بیشتر که دردی دوا نمی‌کند. مدتی بود که از دوستم خبری نداشتم. می‌دانستم حالش خوب نیست، اما توان پرس

13👍1

4 Feb 2026, 18:53 UTC249 views11 reactionsread 9 August 2026

مادربزرگم که مرد و من تنها در گوشه‌ی حیاط برفی خوابگاه ضجه زدم، دلم نخواست چیزی بنویسم. در دفتر خاطراتم را بستم و گذاشتم نوشته‌هایم در وبلاگ خاک بخورند. زورم به کلمه‌ها رسیده بود. انگار نوشتنم نشانه‌ی بارز ادامه‌ی زندگی‌ای بود بدون مادربزرگم. عاجز بودم از زنده کردن مادربزرگم پس تصمیم گرفتم کلمه‌های رقصان در ذهنم را بکشم. دوازده سالی از آن دی ماه برفی نحس می‌گذرد. از آن شبی که دورترین نقطه‌ی حیاط تاریک و خلوت خوابگاه

11

5 Jan 2026, 15:35 UTC239 views11 reactionsread 9 August 2026

مامان چله پسر را با حمامی شامل چهل‌تا عدس و چهل‌تا گندم و چهل‌تا لپه اعلام کرد. من و پسر هم امروز را تنها و بی‌کمک کسی شروع کردیم. با کمی بدقلقی. پسر از باب میل نبودن زاویه شیر و مساعد نبودن شرایط خالی کردن باد معده‌اش مشت‌های کوچکش را حواله سر و سینه‌ام می‌کرد و من هم از فرط گشنگی و فشار اجابت مزاج همراهی‌اش می‌کردم. چند ساعتی را که بهم سخت گرفت و صبرم را امتحان کرد و مطمئن شد مادرش جز قربان صدقه و «چه شده مادر»های

11

31 Dec 2025, 11:42 UTC191 views10 reactionsread 9 August 2026

هر از گاهی که از خودِ همیشه در حال بازی‌هایِ مسخره‌یِ کندی‌کراش‌طوری خسته می‌شوم، برنامه‌ی فرهیختگی می‌ریزم که زمان شیر دادن به بچه یا وقتی روی پاهام می‌خوابانمش و یا موقع دوشیدن شیرم کتابی بخوانم. دیشب هم خواستم چندتایی داستان کوتاه بخوانم بلکه انگیزه‌ای بشود و ایده‌ای بهم بدهد، کتاب «نیمه‌ی تاریک ماه» هوشنگ گلشیری را دانلود کردم و به غیر از داستان اول، متاسفانه باید بگویم پنج‌تا داستان بعدی حوصله‌ام را سر بردند و ش

9👍1

Showing the 12 most recent of 18 posts we hold for @where_abouts. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.

Forward network

Republished by

Channels on the register that have forwarded this channel's posts into their own feed.

Built only from forwarded posts we have actually read, on both sides. Coverage is early and deliberately incomplete: a missing link means we have not read the post that would prove it, never that the relationship does not exist. Counts are distinct forwarded posts observed, so they only ever go up as we read more.

Cite this entry

A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 11 September 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.

“همین‌ْ حوالی” (@where_abouts), 90 subscribers as measured 11 September 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/where_abouts.

Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.