روانکاو را وظیفه آن باشد که در ناخودآگاه بنده دست ببرد و من را کشف کند و در این کشف خویش "من" را بیابد و از مشتی رواننژندی تطهیر کند. اما مشکل این است که بنده خود، "من" را یافتهام. من احمقی هستم که میداند و این آگاهی من را میسوزاند. این مسئله با یک خاصیت شاعرانه تفاوت میکند، خاص تلقی نمیشود. کارل گوستاو یونگ، اروین یالوم، ویکتور فرانکل، هایدگر، نیچه، تولستوی، هرمان هسه، جوزف کمبل و داستایفسکی، اینها من را خ…

Channel
خاکستری.
@writesomybe
On this record: Topic · Growth · Engagement · Posts · Citations · Cite this entry
19subscribers
+5 since we began measuring on 11 September 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1002504996513 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @writesomybe |
| Created | Between 1 March 2025 and 7 May 2025 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 13 September 2026 |
| Last confirmed live | 20 October 2026 |
| Measurements held | 4 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 20 October 2026 |
| On Telegram | t.me/writesomybe |
Topic
Personal blog — a classification, not a measurement. An on-box language model (Qwen3.6-35B-A3B, prompt version 1) read this channel’s own recent posts on 16 October 2026 and assigned it the closest of 31 fixed categories, at 57% confidence. This is a model’s judgement about what the channel is likely to be about, not a fact this register measured the way a subscriber count or a view count is measured — it can be revised on a later pass, and it carries no weight anywhere else on this page. How this classification works, and why it has no browse page of its own yet.
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 20 Oct 2026, 17:35 | 19 | +3 |
| 14 Oct 2026, 10:46 | 16 | +2 |
| 13 Sept 2026, 22:23 | 14 | no change |
| 11 Sept 2026, 23:19 | 14 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 7 May 2025 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 11 September 2026. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
نشد، نتوانستم یا به راحتی بگویید، نمیخواستم. توجیهاتی که به کار میرود بی معنی هستند وقتی که میدانیم واقعیت این است که نخواستید. همهچیز ممکن است اگر فقط متوجه شوید که دوستداشتنِ کسی محدود به دیوارهای کوتاه نیست که احساساتتان از آن محدوده گذر نکند. قلبی که بتپد، واقعا بتپد، هر دیوار و مانعای را از بین میبرد. قلبی که واقعا، واقعا بتپد، هر غیر ممکنی را ممکن میسازد. و احساس گناه ممکن است این را انکار کند، چون کس…
گاهاً دستی دور گلویم پیچیده میشود و با تمام توان من را به جدایی روحِ از خدا خواستهام از این بدنِ خسته نزدیک میکند، دستی که آرزو میکردم کاش متعلق به هرکسی بود به جز " احساسِ گناه ". احساسی که چون بنده، یا بردهای خوب برای خدایان و مدعیان روحم نبودم، نه. احساسی که مدام فریاد میزند، بلند تر، بلند تر، بلند تر و بلند تر، میشود. به طوری که مغزم فضایی کافی برای لغزیدن، و انعکاس صدای فریادش ندارد. به طوری که صدایش لرزه بر …
و ناگهان، شب زیباییاش را از دست داد. شب از تمام جهات زیبا بود، در تاریکیاش میدرخشید، تا زمانی که جهان رنگش را از دست داد، شامگاه با تمام شیرینی، طعمش را ز دست داد. ستارگان همان نقطه و ماه پر تجمل تر از همیشه بود، اما نشد کز سنگینی بار غم که بر سرم هموار بود سر بالا بگیرم تا روشنی چهرهی مردهام را نوازش کند. و سپس، گیتی ز پیش چشمِ من، خاموش و بینگار شد.
ابراز کردن به این که من نیز انسانم گاهی مسألهای پیچیده و معضل میشود. زیرا از زمانی که جامعه من را پذیرفت، منِ پذیرفته شده پوستهای پوچ و خالی بود که حتی هویتش را به خاطر ندارم. هرگز نفهمیدم منی که بتوانم با آن راحت باشم دقیقا چه کسی است، هرچهقدر در تاریکی به دنبال حقیقتی دربارهی خودم گشتم بیش از پیش در تاریکی گم شدم. کاش میتوانستم از یادگیری ضعفهایم شروع کنم. از این حقیقت که حق انسان بر شکستن شامل من نیز میشود …
کاش میتوانستم پوستهای که اکنون در آن هستم را بشکافم و پاره کنم، زیرا از ضعف خود تنفر دارم. اگر انسان مداوم تغییر میکند، من میخواهم زودتر از موعد تغییر کنم، میخواهم فورا این پوستهی ضعیف و شکننده را بشکافم و دوباره همان شخصی شوم که ضعفی نداشت و حتی احساسات خویش نیز از او میترسیدند. دیگر بازیگر خوبی در صحنه نیستم. گویی بازیگری بودم که بعد از بازی در چندین پرده، جایگزین شده با بازیگری که حتی سواد خواندن نمایشنامه را …
دوباره خودم را گم کردهام. و اینبار حتی دلیلش را نمیدانم، حتی اگر بدانم هم راه حلش را نمیدانم. گاهی این اشرف مخلوقات بودن شدیدا کلافهام میکند و همکلام شدن با اشرف مخلوقات، کلافه ترم. فایدهای در مکالماتم نمیبینم از آنجایی که حتی دیگر باعث نمیشوند چیزی را عمیقا حس کنم. و حتی اگر هم هر گونه حسی را عمیقا حس کنم علیرغم میل باطنیام، از آن فرار میکنم. تنها آرزویم این است که فردی که قدرتش را دارد هر دو پاهایم را بگیرد …
فکر میکنم که تاریکی بر سفیدی غالب شده و اکنون زندگی خاکستریام یک رنگ شده. ولی نه به آن صورت که به خود وعده داده بودم..شاید این دلیلیست که خودِ من رهایم کرده. چه کسی از اقیانوس تاریکی های من میترسد به جز خودم؟.. پس آری.. بی جا نبود که ناگهان گم شدهام. وقتی که به هیچ رسیدم، پوج شدم. آرزو میکنم هرچه سریعتر به خانه باز گردی. مرا در آغوش بگیری و من را به خودم بازگردانی.
نمیدانم.. فکر میکنم فراموش شده ام. نه از یاد کسی، نه..از یاد خودم. فراموش کرده ام چگونه بی پرده لبخند بزنم، فراموش کردهام که چگونه خوشحال باشم و یا حتی غمم را به خود بروز دهم. نمیدانم که تو میتوانی مرا پیدا کنی یا نه اما من بعد از خودم، به تو امید دارم. و آه که خدا میداند. چقدر دلتنگ خودم هستم.. بدون حس خودِ من بودن، حس زنده بودن را ندارم...دلتنگ زندگی کردن هستم.
جادهای که روزی مرا در تاریکیاش رها ساخت، همچنان تاریک است. جاده ای که روزی دست در دست خودش هم قدم آن بودیم برای رسیدن به کُنجی از آرامش، اکنون سرد و بی رنگ است، و جاده هیچ گونه نوری را به چشم نمیبیند. حرف من بی شک درست بود، تکهی خورشیدی که متعلق به من بود دگر هیچگاه برای من نخواهد شد..
همانطور که قبلا در نامههایم ذکر کرده بودم، مدتهاست زندگی بی رنگ شده و حسی به وجودیت خویش ندارم. نمیدانم احساساتم اکنون در چه شرایطی است، نمیدانم دگر عشقی را حس میکنم یا به خودم تلقین میکنم تا عشق را حس کنم. نمیدانم اصلا چیزی را حس میکنم یا خودم را وادار به حس کردن میکنم. این روزها بی عیب و نگرانی میگذرد اما هر چه تلاش میکنم اوضاع برای من مثل سابق نمیشود. نمیتوانم خودِ جدیدم را بپذیرم، وقتی زمانی میتوانستم پر …
در نقطه ای از ذهنم قرار گرفته ام که نمیدانم تنهایی بهترین راه حل است یا قرار دادن خودم در شرایطی که از آن فرار میکنم. تنهایی سالهاست راه حل من بوده ولی هیچگاه درمانی نبوده که بتواند برای مدتی طولانی امن نگهم دارد. امن در برابر موجی از نفرت که از تمام دیوارهای این انفرادی که فشار آن را میتوان حس کرد. فرار کردن و مخفی شدن بهترین راه حل نیست، اما برای حداقل هفتهها یا یک ماه بهترین گزینه است، زیرا ترسو بودن یک ویژگی…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @writesomybe. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Forward network
Republishes
Channels on the register whose posts this channel has forwarded.
Built only from forwarded posts we have actually read, on both sides. Coverage is early and deliberately incomplete: a missing link means we have not read the post that would prove it, never that the relationship does not exist. Counts are distinct forwarded posts observed, so they only ever go up as we read more.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 20 October 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“خاکستری.” (@writesomybe), 19 subscribers as measured 20 October 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/writesomybe.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.