8 Aug 2026, 17:20 UTC17 views2 reactionsread 10 August 2026 Video
#قصه_شب
#قسمت_یازدهم
#داستان_پارسیان
@zorvanpodcast
@zorvanpodcast
سقوطِ هَگمَتانه
سپاهِ آژدَهاک، در برابرِ دروازههای هَگمَتانه صف کشید؛ نیزهها براق، سپرها آماده.
اما وقتی نبرد آغاز شد، اتفاقی افتاد که هیچکس پیشبینی نکرده بود: سردارانِ خودِ آژدَهاک، همانها که سالها زیرِ یوغش کمر خم کرده بودند، یکییکی سپر انداختند و بهسویِ کوروش تاختند.
@zorvanpodcast
@zorvanpodcast
در ساعتی، صفوفِ ماد فروپاشید. آژدَهاک، …
❤2
7 Aug 2026, 12:12 UTC26 views5 reactionsread 10 August 2026 Video
@zorvanpodcast
@zorvanpodcast
زخمی شدی ...اما پر شکوهی ؛ مثل همیشه...
.
همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن بِه که کشور به دشمن دهیم
"حکیم فردوسی"
@zorvanpodcast
@zorvanpodcast
❤4😭1
6 Aug 2026, 20:44 UTC26 views4 reactionsread 10 August 2026 Video
#قصه_شب
#داستان_پارسیان
#قسمت_دهم
@zorvanpodcast
@zorvanpodcast
فراخوانِ پارْس
کوروش، سوار بر اسبی سیاه، از دهکدهای به دهکدهی دیگر رفت.
نخست طایفهی پاسارگاد را گرد آورد، سپس مارافها، سپس طایفههای دورتر که نامشان کمتر شنیده میشد. به هرکدام همان سخن را گفت، اما هربار با آتشی تازهتر در صدا: سالهاست برای دیگران زانو زدهاند، باج دادهاند، پسرانشان را به گروگان فرستادهاند.
شبی، کنارِ آتشی بزرگ، خنجرش را بالای…
🙏3❤1
5 Aug 2026, 20:15 UTC28 views5 reactionsread 10 August 2026 Video
#قصه_شب
#قسمت_نهم
#داستان_پارسیان
@zorvanpodcast
@zorvanpodcast
خرگوش و پیامِ پنهان
سالها گذشت. هارپاگ، در دربارِ آژدَهاک، روزها لبخند میزد و شبها در سکوت، شمارش میکرد.
خبر رسید کوروش -- همان کودکی که گمان میرفت مرده، اما زنده مانده بود -- در پارْس به مردی رسیده. اما هیچ پیکی امن نبود؛ جاسوسانِ شاه، هر جاده را میپاییدند.
هارپاگ نقشهای کشید: خرگوشی شکار کرد، شکمش را گشود، پیامی کوچک در آن جای داد و دوباره د…
❤4😍1
4 Aug 2026, 20:37 UTC45 views7 reactionsread 10 August 2026 Video
#قصه_شب
#داستان_پارسیان
#قسمت_هشتم
@zorvanpodcast
@zorvanpodcast
ضیافتِ هارپاگ
آژدَهاک، وقتی فهمید هارپاگ فرمانش را زیرِ پا گذاشته، هیچ فریادی نزد.
این، خودش، ترسناکتر از هر خشمی بود. لبخندی سرد بر لب نشاند و دستور داد بهترین آشپزِ دربار، ضیافتی بینظیر برای هارپاگ بچیند.
هارپاگ، بیخبر از رازِ نهفته در آن ظرفها، سرِ سفره نشست، شراب نوشید، از دستِ شاه تعریف کرد.
در پایانِ ضیافت،آژدَهاک پرسید طعمِ غذا را دوست داشته…
❤6👌1
3 Aug 2026, 20:41 UTC43 views4 reactionsread 10 August 2026 Video
#قصه_شب
#داستان_پارسیان
#قسمت_هفتم
@zorvanpodcast
@zorvanpodcast
سالها گذشت. کوروش، در بازیِ کودکانه با همسالانش، همیشه نقشِ «شاه» را برمیگزید و فرمان میراند. (مکث) خبر به آژدَهاک رسید. شاه، کنجکاو، کودک را به قصر خواست. (آرام، تیز) در چهرهی آن پسرِ روستایی، رگهای از خونِ خودش دید. (اوج، سرد) موبِدان حکم دادند: «فرمانروایی در بازی، کافی بوده؛ رؤیا تحقق یافته.» آژدَهاک آسوده شد. اشتباهِ بزرگش، همین آسودگی بود.…
❤4
3 Aug 2026, 20:34 UTC38 views4 reactionsread 10 August 2026 Video
#قصه_شب
#داستان_پارسیان
#قسمت_ششم
@zorvanpodcast
@zorvanpodcast
هارپاگ، کودک را به چوپانی به نامِ میتْرادات سپرد: «رهایش کن در کوه.»
اما زنِ چوپان، سَپاکو، تازه فرزندِ خود را مُرده بهدنیا آورده بود.
به شوهرش گفت: «کودکِ مُردهی ما را بهجای این یکی بگذار. بگذار این، پسرِ ما باشد.»
و اینگونه، پسری که باید میمُرد،در کلبه ی چوپانی، در میانِ گلهها، بهنامِ کوروش، رشد کرد؛ بیآنکه بداند در رگهایش، خونِ شاهانِ ایران…
😍2❤1🙏1
2 Aug 2026, 20:29 UTC45 views5 reactionsread 10 August 2026 Video
#قصه_شب
#قسمت_پنجم
#داستان_پارسیان
@zorvanpodcast
@zorvanpodcast
ماندانا باردار شد.
آژدَهاک باز خواب دید: تاکی که اینبار، تمامِ جهان را میپوشاند.
فرمان داد: «کودک را هماندَم که زاده شد، بکُشید.»
وزیرش، هارپاگ، مأمور شد. اما وقتی نوزاد را در آغوش گرفت -- کودکی که چشمانش باز بود و گریه نمیکرد -- دستانش لرزید.
هارپاگ فرمانِ شاه را اجرا نکرد. همان لحظه، بذرِ فروپاشیِ یک امپراتوری کاشته شد.
@zorvanpodcast
@zorvan…
❤4😍1
2 Aug 2026, 20:26 UTC41 views3 reactionsread 10 August 2026 Video
#قصه_شب
#قسمت_چهارم
@zorvanpodcast
@zorvanpodcast
آژدَهاک، شاهِ ماد، شبی خواب دید که از رَحِمِ
دخترش، ماندانا، تاکی روییده که برگهایش تمامِ آسیا را در بر گرفته.
موبِدان دربار، رنگ از رخ باختند: «فرزندِ این دختر، روزی بر تختِ تو خواهد نشست!»
آژدَهاک، از ترس، دخترش را به کَمبوجیهی پارسی داد؛قومی که بهچشمش کوچک و بیخطر میآمد.
او نمیدانست، از دلِ همین ازدواجِ «بیخطر»، بزرگترین امپراتوریِ زمین زاده خواهد شد.
…
❤1😍1🙏1
1 Aug 2026, 19:55 UTC50 views5 reactionsread 10 August 2026 Video
#قصه_شب
#داستان_پارسیان
#قسمت_سوم
@zorvanpodcast
@zorvanpodcast
کوروشِ اول، شاهِ اَنشان، میدانست قدرتِ واقعی جای دیگریست: در دربارِ آژدَهاک، شاهِ ماد، که سایهاش بر تمامِ فلاتِ ایران افتاده بود.
کوروش تاجش را نگه داشت، اما باج فرستاد.
شبها، در خلوتِ خیمهاش، به ستارهها خیره میشد و زیرِ لب میگفت: «روزی میرسد که پارْس زانو نخواهد زد.»و آن روز، دور نبود. نوهاش، در بطنِ سرنوشت، در راه بود.
@zorvanpodcast
@zo…
🔥4❤1
1 Aug 2026, 19:53 UTC43 views3 reactionsread 10 August 2026 Video
#قصه_شب
#داستان_پارسیان
#قسمت_دوم
@zorvanpodcast
@zorvanpodcast
تِیسْپَس، نوهی هَخامَنِش، پادشاهیاش را بزرگتر از آن یافت که یک مرد بهتنهایی نگهش دارد.
پس دو پسرش را فراخواند: آریارَمْنِه را حاکمِ پارْس کرد، کوروشِ اول را فرمانروای اَنشان.
در بسترِ مرگ گفت: «خونِ ما یکیست، حتی اگر دو تخت داشته باشیم.»
اما این خون، تنها آغازِ داستانی بود که قرار بود جهان را زیرورو کند. دو شاخه از یک ریشه، هر دو در انتظارِ روزی ک…
🔥3
31 Jul 2026, 20:32 UTC47 views2 reactionsread 10 August 2026 Video
#قصه_شب
#قسمت_اول
@zorvanpodcast
@zorvanpodcast
پیش از آنکه تختی باشد، پیش از آنکه تاجی باشد، مردی به نام هخامنش، در دشتهای پارس، زیر آسمانی خالی زندگی میکرد. یک روز، عقابی از اوج آسمان فرود آمد و بر شانهاش نشست... و پر نکشید.
پیرمردان قبیله این را نشانهای دانستند: آسمان، این مرد را برگزیده. هخامنش را بر سنگی بلند نشاندند و نامش را «شاه» خواندند. او سوگند خورد: "نسل من، تا ابد بر این خاک حکم خواهد راند."
نامی …
🔥2
Showing the 12 most recent of 19 posts we hold for @zorvanpodcast. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.