7 Aug 2026, 12:37 UTC62 views8 reactionsread 9 August 2026 شاید خاطراتم اینهمه زخم بر نمی داشت اگر آنقدر سکوت را به همه ی کنش ها و واکنش هایم پیوست نمی کردم! و حرف می زدم. هر چیز ساده و بدیهی را همینطور یکسره مثل تبلیغاتچی ها توضیح می دادم و مدام در مصرف کلمات اسراف می کردم! نمی پرسیدم چرا برای کسی که مرا نمی شناسد باید توضیح بدهم ؟ بگذار خودش کم کم بشناسد! برای کسی که من را می شناسد دیگر چرا باید توضیح بدهم؟ آخر او که دیگر می داند! آخ چه تاوان ها که ندادم! فقط برای اینکه…
❤7🥰1
5 Aug 2026, 13:08 UTC145 views13 reactionsread 9 August 2026 Photo
عجیب تر از این دیده ای ؟
من هر بار از دور به آن خانه نگاه می کنم. خانه ای که درش به روی من بسته است. و کسی برای یک استکان چای هم دعوتم نمی کند! و نمی دانم چه کسی یا کسانی به درونش رفت و آمد می کنند و صاحبخانه هر بار از دیدنِ چه کسی چشمانش برق می زند و شمارگانِ نبضش جابجا می شود؟! و اگر درباره ی صاحبخانه می پرسی، درباره اش هیچ نمی دانم! هفت در غریبه است!! اما من هر بار از دور به آن خانه نگاه می کنم! انگار روشن بودن چر…
❤🔥7👏4❤1💔1
4 Aug 2026, 13:00 UTC206 views13 reactionsread 9 August 2026 #مارگریت_دوراس، یکجا در خلالِ داستانش از زبانِ مردی که عاشق زنی شده بود می گوید: آن روز تو آنقدر خسته بودی که کسی نمی توانست مجذوبت نشود. این جمله من را به تابستانِ سالِ گذشته پرتاب کرد، وقتی که سر وقت شیفتم را با خواهرم عوض نکردم و یک شبانه روز بیشتر کنارِ پدرم در بیمارستان ماندم. روز بعد در حالیکه از شدت خستگی مَنگ بودم و گرمای هوا آزارم میداد وارد ایستگاه مترو بیمارستان شدم تا به خانه بروم. در واگن های همیشه شلوغ…
❤10👏1🔥1🥰1
4 Aug 2026, 12:59 UTC≈2,990 views7 reactionsread 9 August 2026 #مارگریت_دوراس، یکجا در خلالِ داستانش از زبانِ مردی که عاشق زنی شده بود می گوید: آن روز تو آنقدر خسته بودی که کسی نمی توانست مجذوبت نشود. این جمله من را به تابستانِ سالِ گذشته پرتاب کرد، وقتی که سر وقت شیفتم را با خواهرم عوض نکردم و یک شبانه روز بیشتر کنارِ پدرم در بیمارستان ماندم. روز بعد در حالیکه از شدت خستگی مَنگ بودم و گرمای هوا آزارم میداد وارد ایستگاه مترو بیمارستان شدم تا به خانه بروم. در واگن های همیشه شلوغ…
👏5❤1🥰1
4 Aug 2026, 08:26 UTC182 views5 reactionsread 9 August 2026 پرده ی اول:
پرسیدم چرا اینجا آمدیم؟ مگر این هم فامیل ماست؟ اصلاً چرا روی قبرش این مقبره آجری را ساختند؟
بار اول نبود که او وقتی از کنار قبر گذر میکرد، میایستاد، با انگشتانش ضربه آرامی میزد و بعد حمد و سوره میخواند و من نگاهش میکردم. اما بار اولی بود که میپرسیدم.
آن روز هوا آفتابی بود و ما زیر سقف آجری ایستادیم تا در آن سایه گرم کمی پناه بگیریم. و او ماجرا را اینگونه گفت: اینجا قبر جوان سیدی است که مظلومانه کش…
❤4🥰1
4 Aug 2026, 08:23 UTC122 views1 reactionsread 9 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
🥰1
2 Aug 2026, 19:47 UTC118 views1 reactionsread 9 August 2026 ای نورِ چشم مستان در عین انتظارم
چنگ حزین و جامی بنواز یا بگردان
#حافظ
❤1
2 Aug 2026, 09:20 UTC117 viewsread 9 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
29 Jul 2026, 14:05 UTC113 views1 reactionsread 9 August 2026 می گفت یک هفته بعد از آن، من به همراهش به عکاسی رفتم تا عکس را که آماده شده بود تحویل بگیرد. وارد که شدیم سلام و احوال پرسی کردیم و او کاغذ رسید را تحویل عکاس داد و قاب عکس را تحویل گرفت. به عکس نگاه کرد و ناگهان به گریه افتاد. عکاس که حسابی تحت تاثیر قرار گرفته بود اول رو به او پرسید: خواهر چه شده؟! قاب را بغل زده بود و فقط گریه می کرد. عکاس با همان چهره ی منقلب و غمگین به من که زنِ جوانی بودم نگاه کرد و پرسید: خواه…
❤1
29 Jul 2026, 14:05 UTC84 views3 reactionsread 9 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
❤3
27 Jul 2026, 20:43 UTC98 views4 reactionsread 9 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
❤4
27 Jul 2026, 19:07 UTC75 views2 reactionsread 9 August 2026 .
انجیرها پختند، پس باید کمر گرما بشکند. اما نه صدای جیرجیرکها قطع میشود و نه حرارت زمین میخوابد. بعدازظهرها که برق را برای دو ساعت قطع میکنند، مثل بالشت گوشه ای نشسته باشی و جُم هم نخوری، باز قطرههای عرق روی پوستت سرسره بازی میکنند! بعد از دو ساعت که برق وصل شد و پمپ آب جان گرفت، وقتش است که خودت را پرت کنی توی حمام. اهرم شیر آب را روی آستانه ی تحملت تنظیم کنی؛ آبی که رو به خنکی دارد.
زیر دوش که میایستی، می…
❤2
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @gahinevisande. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.