8 Aug 2026, 18:43 UTC11 views2 reactionsread 9 August 2026 شناخت کفشی
رفته بودم دفتر بیمه سلامت جهت پول بیمه که معمولا نمی فهمی این طلب کی و چقدر وصول می شود اکثر پیر مرد و پیر زن بودند خانمی با موهایی کاملاً سفید و چند پرونده پزشکی در دست، به سمتم آمد. با گرمی سلام کرد و احوالپرسی مفصلی راه انداخت.
بعد از احوالپرسی گفت: « بهجا آوردید؟»
برای اینکه بگویم هنوز حواسگی دارم، گفتم: «همکار بودیم؟»
لبخندی زد: «نه.»
گفتم: « همسایه بودیم؟»
نه.
دیدم اوضاع دارد خراب میشود، گفتم: …
👏2
Signed davood
1 Aug 2026, 18:03 UTC29 viewsread 9 August 2026 تماشاگران حرفه ای فوتبال
اولین ورودی های دانشگاه بعد از انقلاب فرهنگی بودیم؛ دانشجویان دانشکده دکتر شریعتی دانشگاه فردوسی مشهد. حدود چهل نفر از شهرها و رشتههای مختلف از علوم انسانی گرفته تا علوم تجربی و ریاضی، در رشته تاریخ دور هم جمع شده بودیم.
آن روزها خواندن تاریخ مُد بود. هرکدام خیال میکردیم قرار است ریشه توسعه و عقبماندگی کشور را پیدا کنیم و نسخه نجات ایران را بنویسیم!
ترم اول، کمکم همدیگر را یافتیم چند نف…
Signed davood
31 Jul 2026, 20:55 UTC36 views2 reactionsread 9 August 2026 یک توصیه به خودم
وقتی گوشی برای شنیدن نیست، لابد دهانی برای گفتن باز است، پس بشنو!
✍ #داود_نسائی. شنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۰
❤2
Signed davood
26 Jul 2026, 10:40 UTC46 views2 reactionsread 9 August 2026 سنگینی گوش
از فلکه سوم اسفند رد میشدم که پیرمردی با صدای بلند صدایم زد پسر جان بیا ، عصایش را به سمت ساختمانی گرفت و گفت: «این مسجده!»
نگاهی کردم؛ کلیسا بود.
گفتم: «نه حاجی، مسجد نیست.»
فکر کردم قضیه تمام شده ، اما انگار تازه اول ماجرا بود.
این بار صدایش را یک درجه بالاتر برد و گفت: «میگم اون مسجده!»
من هم کمی بلندتر گفتم: «نه حاجی جان، مسجد نیست.»
چهرهاش درهم رفت. عصایش را محکمتر به زمین کوبید و با عصبانیت گفت:…
👍2
Signed davood
20 Jul 2026, 08:44 UTC57 views6 reactionsread 9 August 2026 تصحیح اوراق
مدیر مدرسه وارد دفتر شد و گفت:
همکاران عزیز، لطفاً هرچه زودتر برگههای امتحانی را تصحیح کنید و نمرات را تحویل بدهید تا قبل از عید ریزنمرات دانشآموزان آماده شود.
هنوز حرفش تمام نشده بود که یکی از همکاران با اعتمادبهنفس از جایش بلند شد، برگهای روی میز مدیر گذاشت و گفت:
بفرمایید مدیرجان! دیشب تا سحربیدار بودم و همه ورقهها را تصحیح کردم. این هم نمرات.
مدیر که حسابی تحت تأثیر قرار گرفته بود، گفت:
آفرین! …
😁6
Signed davood
19 Jul 2026, 05:29 UTC47 views4 reactionsread 9 August 2026 Forwarded from @ariasepantaVideo
🍃به فرهنگ باشد روان تندرست🍃
فرزندان کوچک اما بلند همت من، اکنون سروهایی شده اند سربلند که عشق به میهن و مهر به فرهنگ ایران، در رگ هایشان تا همیشه جاریست.
آشنایی بافرهنگ وهنر،کودک وشاهنامه
👇👇👇👇
@ariasepanta
❤4
Signed davood
18 Jul 2026, 13:45 UTC45 views3 reactionsread 9 August 2026 Forwarded from @IRANINtellectuals
پل کَسره
محمد فاضلی
به جنوب حمله شده و زیر بمباران است؛ اما این جنوب با یک «کسره» به ایران وصل است، یعنی «جنوبِ ایران» است.
شرق، غرب و شمال هم با همان کسره به ایران وصل هستند و میشوند «شرقِ ایران»، «غربِ ایران» و «شمالِ ایران».
این کسره، اصلاً یک علامت نیست، یک صدا نیست؛ این کسره صدایی به بلندا و عظمت تاریخ، و پر فراز و فرود به بزرگی و پیچیدگی جغرافیای ایران است.
وقتی تاریخ طولانی و جغرافیای خاص و مهمی داری، ب…
👏2❤1
Signed davood
17 Jul 2026, 08:15 UTC44 views1 reactionsread 9 August 2026 «آینه نقش تو چو بنمود راست
خود شکن، آینه شکستن خطاست.»
https://www.instagram.com/reel/Da4v70atrNd/?igsh=MW95a2FtMmxkZHo4bw==
👍1
Signed davood
5 Jul 2026, 10:09 UTC73 views2 reactionsread 9 August 2026 #زیست_اجارهای
به باور من، اصالت زندگی در این است که پیش از هر چیز خودمان را همانگونه که هستیم بپذیریم، نه اینکه تمام عمرمان را صرف جلب پذیرش دیگران کنیم.
البته میان شنیدن نظر دیگران و آموختن از یافته و تجربه ایشان که بنیان یادگیری است، با سپردن مالکیت زندگی خویش به آنان تفاوتی اساسی وجود دارد؛ اولی لازم است و دومی زائد!
اگر ارزش و هویت خود را به تأیید دیگران گره بزنیم، در واقع مالک زندگی خویش نیستیم. آنگاه در …
❤1👍1
Signed davood
4 Jul 2026, 16:16 UTC108 views4 reactionsread 9 August 2026 بیشعوری
عادت داشت هر جا میرفتم، اولین سؤالش این باشد: «کجا؟»
اگر میگفتم «خرید»، بلافاصله میپرسید: «خریدِ چی؟»
بعد هم، هرچه بود، پولش را میداد و میگفت: «برای من هم بخر.»
از جوراب و پیراهن گرفته تا چراغ فانوس، دمپایی، روپوش آزمایشگاه و هر چیز دیگری که برای خودم میخریدم.
یک روز از پشت میزم بلند شدم و گفتم: «تا بیرون میروم، زود برمیگردم.»
پرسید: «کجا؟»
گفتم: «کتابفروشی.»
کارت بانکیاش را داد رمزش را که حفظ بود…
😁4
Signed davood
@دلنوشتههای خاکستری@ pinned «#لُنگِ_قرمز 🧼من از نسل کودکانی هستم که دوران شکوفایی حمامهای عمومی را تجربه کردهاند؛ روزگاری که خزینهها برچیده شده بود و مرا هیچ تجربه و خاطرهای از غوطهخوردن در آن آبهای راکد نیست. سالهای کودکی من، نهتنها روستاها، بلکه حتی در بسیاری از شهرها نیز کمتر…»
2 Jul 2026, 11:11 UTC105 views6 reactionsread 9 August 2026 #لُنگِ_قرمز
🧼من از نسل کودکانی هستم که دوران شکوفایی حمامهای عمومی را تجربه کردهاند؛ روزگاری که خزینهها برچیده شده بود و مرا هیچ تجربه و خاطرهای از غوطهخوردن در آن آبهای راکد نیست. سالهای کودکی من، نهتنها روستاها، بلکه حتی در بسیاری از شهرها نیز کمتر خانهای حمام اختصاصی داشت. از سالهای کودکیام در دهه پنجاه خورشیدی سخن میگویم!
کودکی تا نوجوانی را در روستا گذراندم؛ جایی که چیزی به نام اتاق خواب شخصی یا ا…
👍4❤1👏1
Signed davood
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @khakestaryha. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.